تبليغاتX
حامد گیلان
اجتماعی،فرهنگی،علمی،سیاسی و...

جناب آقای بان کی مون، دبیرکل محترم سازمان ملل متحد،

 

با گذر 60 سال از ایجاد سازمان ملل متحد و تدوین قوانین بین المللی آیا زمان آن رسیده است که به یک بازنگری در بعضی از مواد این قوانین پرداخته شود؟

 

آیا قابل پذیرش است که 60 سال پس از به تصویب رسیدن قوانین بین المللی حقوق بشر، چشم بر بسیاری از فجایعی که در کشورهائیکه با حکومت های استبدادی اداره می شوند برهم بست؟

 

جناب آقای دبیرکل،

 آیا قابل پذیرش است که "شورای حقوق بشر" ایجاد کنیم، کمیسیون های متعدد و متفاوت ایجاد کنیم، مرتبا حقوق بشر را فریاد کنیم ولی شورای حقوق بشر و یا مجمع عمومی سازمان ملل متحد کوچکترین قدرت اجرایی نداشته باشد و حکومتهایی مثل جمهوری اسلامی در آن عضویت و مسئولیت داشته و خود تصمیم گیرنده باشند در حالتیکه خود بزرگترین ناقضان حقوق بشر می باشند.

 

آیا قابل پذیرش است که با استناد به یک توافق که "دخالت در امور داخلی کشورها ممنوع است " از مسئولیت انسانی و حرفه ای خود چشم بپوشانیم.

 

§          مگر نه اینست که در قوانین بین المللی آمده است اگر فردی مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و از حمایت کشور خود برخوردار نیست میتواند از حمایت بین المللی استفاده کند؟

 

§          مگر نه اینست که امروز در ایران ماموران یونیفورم پوش و لباس شخصی با آگاهی، حمایت و اجازه حکومت به وحشیانه ترین سرکوب ها دست میزنند، خبرنگاران مطبوعات خارجی را اخراج و داخلی را به زندان می اندازد تا مبادا دنیا خبردار شود.

 

§          مگر نه اینست همان هایی که مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته اند با جرات و شجاعت صدای خود را به خارج از دیوارهای بلند ساخته شده به دور ایران می رسانند و ما و شما شاهد این جنایات بوده ایم و هستیم.

 

§          مگر نه اینست که تعریف حقوقی "جنایت علیه بشریت" همین است که امروز در ایران در حال اتفاق افتادن است؟

 

جناب آقای دبیرکل،

امروز این وظیفه و مسئولیت بر دوش جامعه بین المللی قرار گرفته است که از حقوق ایرانیان دفاع و آنان را مورد حمایت بین المللی قرار دهد، چرا که امروز یک ملت است که تحت بیشترین ضرب و شتم و آزار و خشونت قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود .


چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

فریاد مردمان همه از دست دشمن است..... فریاد من از دل نامهربان دوست


+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

rahbari
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

sed ali o bachash 
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 


در روزهای  اخیر که شاهد حضورمیلیونی مردم در راه پیمایی های تهران بوده ایم‌‌ ‌‌‌،برخی از مقامات  و نهاد های مسوول ،این گونه مراسم را به علت عدم دریافت مجوز از وزارت کشور ،غیر قانونی اعلام، راه پیمایان را مورد تهدید قرار داده و متعاقبا توسط نیروهای تحت امر خود با آنان برخورد نموده اند. از سوی دیگر مهندس میر حسین موسوی طی اعلامیه ای با اشاره به اصل 27 قانون اساسی بر قانونی بودن راه پیمایی های مردمی تاکید و صحه گذاشته است.


 


ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

اگر جناح راست بگذارد، صدای فریاد مردم به گوش تصمیم سازان می رسد. بر خلاف کسانی که اصرار دارند برای بحران موجود هیچ راه حلی نیست من معتقدم راه حل ها هست. اولیش ورود مجلس به ماجراست، به گمانم کسی مانند علی لاریجانی کاملا این ظرفیت را دارد که از این محمل گره گشائی کند. دیگری تصمیم  شورای نگهبان  به بازشماری همه صندوق ها زیر نظارت هیات معتمدان و البته راه پسندیده تر استعفای آقای احمدی نژاد و تجدید انتخابات ریاست جمهوری.

این که گفتم اگر جناح راست بگذارد از آن روست که تاکنون بخش افراطی جناح راست مانند همه همگنان خود در دنیا از شورش و ناآرامی استفبال کرده چرا که توانسته به خشونت متوسل شود و این جناح اصولا خشونت زی است و این داستان هم امروزی نیست.


مسعود بهنود

ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟
ادامه مطلب
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت، چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر شد. این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید "به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این مقدار" در روز پرداخت می شود. چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.

این گفت و گوی ویژه در پی می آید.

از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی  لباس شخصی اما با کلاه کاسکت نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست. برخی از شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان شان عربی بوده است. دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس شخصی ها صحبت کنم.

من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در حالیکه چماقش را به همراه داشت. سر صحبت با وی را باز کردم.

 

سلام برادر خسته نباشی

خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد)

 

اهل کجا هستی؟

تربت

 

تربت؟

تربت جام.

 

چند سال داری؟

36 سال

 

زن و بچه هم داری حتما؟

نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم.

 

بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟

نی. بسیجی نیستم که. بیکارم.

 

ولی الان که سرکاری؛ نه؟

ها!

 

چوبدستی چرا دستت گرفتی؟

ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما داده اند.

         

چه کسی داده؟

حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند.

 

خودت چه فکر می کنی؟

من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم.

 

پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.

ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟

 

حالا چقدر می دهند؟

روزی 200  تومان. [خنده ای می آید توی چشم هایش]200 هزار تومان

 

خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟

می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند.

 

چند روز است آمده ای تهران؟

3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم.

 

کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟

همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از تربت حیدریه و خواف هم هستند.  [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ]

 

عرب هم  هست بین تان. نه؟

آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند.

 

آسایشگاه شما کجاست؟

نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد).

 

تا حالا تهران آمده بودی؟

نه ؛اولین باراست.

 

نماز هم می خوانی؟

بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی.

 

ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟

مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید. [در این موقع مرد هیکلمند و چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد. ]

می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟

مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم.

برو سر پست خودت. یا الله.

مرد چماقش را بر می دارد و می رود. نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده. هفت روز دیگر که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

پرونده مرگ کشته‌شدگان در بيمارستان رسول اکرم
چريک آنلاين : يكي از دلايل اعتصاب كاركنان بيمارستان حضرت رسول و برخي از مراكز درماني ديگر دستور مقامات قضايي جهت دستكاري پرونده هاي كشته شدگان بود. طبق اطلاعات رسيده بيمارستانها دستور دارند كه علت مرگ كشته شدگان را فوت در حين عمل جراحي و يا سكته قلبي ذكر کنند. به گزارش چريک آنلاين، بر اساس اطلاعات رسيده برخي از پزشكاني كه از اين كار ممانعت و آن را خلاف قسم‌نامه‌ي پزشكي و مغاير با اصول ابتدايي حقوق بشر اعلام کرده‌ و از انجام آن سر باز زده‌اند. در گزارش ديگري كه از برخي بيمارستان‌ها (به‌طور غير رسمي) منتشر شده تعداد سكته هاي
مشكوك در جوان‌ها و نوجوان‌ها در چند روز اخير افزايش بي‌رويه‌اي داشته که در بررسي‌هاي انجام شده از سوي برخي مراكز درماني بيشتر اين افراد با درگيري‌ها ارتباط داشته و يا در آن به طور مشخص حضور داشته اند. در بررسي‌هاي انجام شده مشخص شد نيروهاي لباس شخصي از نوعي سلاح كه منحصرا شليك نوعي تير موسوم به ‌كريستال را به عهده دارد استفاده مي‌کنند که اين گلوله پس از اصابت به بدن ماده‌اي بر روي پوست رها مي‌كند كه سريعا وارد خون شده و پس از 24 ساعت منجر به سكته قلبي در فرد مي‌شود. در علم شيمي، كريستال عنواني عمومي به هر نوع ماده خالص در حالت
اشباع از نظر ساختماني و شيميايي گفته مي شود. زخم اين نوع گلوله در ظاهر بسيار سطحي بوده و به‌صورت يك نوع كوفتگي و يا خراش همراه با تورم ظاهر ميشود اما پس از 24 ساعت تاثير مهلك خود را گذاشته و فرد مضروب را از پاي در مي آورد. نکته مهم اين است كه اين كشته شدگان در شمارش مرگ و مير حاصل از درگيري‌ها شمارش نمي‌شوند
+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

نیروهای امنیتی با حضور پررنگ خود در مراکز پزشکی مشکلات عدیده ای را برای بیماران و خانواده های پیگیر وضعیت عزیزان خود ایجاد نموده اند.

بنا بر گزارشات دریافتی هر چند در طی روزهای اخیر نیروهای امنیتی در تلاش برای کمرنگ نشان دادن حضور خود در مراکز پزشکی حداقل در بهداری محلات و مراکز کوچک بوده اند.

از روز گذشته و وقوع درگیریهای گسترده و خشونت آمیز که بنا به گفته رسانه های مستقل 19 تا 150 کشته در شهر تهران به جای گذارده است نیروهای امنیتی به صورت ثابت در مراکز پزشکی اعم از مراکز درمانی بزرگ تا درمانگاههای محلی کوچک و همچنین مراکز پزشکی قانونی، بهشت زهرا و اماکن مشابه حضور یافته اند.این نیروها بی توجه به وضعیت بیماران یا خانواده های پریشانی که به دنبال کسب اطلاع از سرنوشت عزیزان خود هستند نسبت به بازجویی از آنان اقدام نموده و در پاره ای موارد اقدام به بازداشت فرد بیمار یا عضوی از خانواده که به دنبال کسب اطلاع از سرنوشت عزیز خود هست نموده اند.به گفته منابع پزشکی این نیروها از پرسنل مراکز درمانی خواسته اند برای مصدومین و جان باختگان درگیریهای اخیر اقدام به تشکیل پرونده ننمایند. با امنیتی کردن مراکز درمانی بیم افزایش شمار جان باختگان درگیریهای خونین روز گذشته تهران میرود.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت   توسط حامد   |