تبليغاتX
حامد گیلان

حامد گیلان

اجتماعی،فرهنگی،علمی،سیاسی و...

زنده باد مبارزات آزادیخواهی مردم ایران

Demonstration
       
Iransolidariy Austria

"Statt Mullahs wollen die Menschen im Iran selbst entscheiden Das Regime im Iran verteidigt seine Macht, seinen Einfluss und seine Privilegien mit brutaler Gewalt. Folter, Todesschüsse und Hinrichtungen werden es aber nicht retten können. 1979 gab es vor der "islamischen Revolution" eine starke, sozialistische revolutionäre Bewegung. An dieseTraditionen knüpfen auch Teile der heutigen Proteste an.
Am Donnerstag den 11.2.2010 (22 Bahman) um 17 Uhr gibt es eine Kundgebung und Demonstration von IranerInnen und Menschen die mit ihnen solidarisch sind gegen das Regime und für die Rechte von ArbeiterInnen und Jugendlichen im Iran"


    فارسی farsesi

22 بهمن یا 11 Feb. سالگرد انقلاب 57 فرارمی رسد، مردم در ایران و خارج از کشور خود را برای اعتراض گسترده بر علیه رژیم اسلامی آماده می می کنند،این فرصت دیگری است که با اتحاد به میدان بیاییم و تظاهرات های گسترده ای را در سراسر جهان بر پا کنیم و یک بار دیگر با صدای بلند به جهانیان اعلام کنیم جمهوری اسلامی نمی خواهیم .

زنده باد مبارزات آزادیخواهی مردم ایران

Iransolidarity -austria

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت   توسط حامد   | 

Iransoliraty-Austria

Iransoliraty-Austria



Solidaritätsaufruf für den Freiheitskampf der Menschen im Iran für Gleichheit, Säkularismus und ein freies Leben!

 

 

An alle Menschen der Welt, an Gewerkschaften, humanitäre Organisationen: 

Das Ende des islamischen Regimes im Iran ist nah! Das Ende eines Regimes, das sich seit 31 Jahren nur durch Hinrichtungen, Folter und massive Unterdrückung der Bevölkerung an der Macht gehalten hat.

Am 11. Februar (22. Bahman), dem Jahrestag der Islamischen Revolution 1979, wird die iranische Bevölkerung  durch Massendemonstrationen erneut ihre Stimme gegen die Diktatur der Islamischen Republik erheben. Dies soll der Welt abermals demonstrieren, dass die Menschen im Iran das islamische Terrorregime weder wollen noch unterstützen.

Auch außerhalb des Irans, an vielen Orten der Welt, werden Demonstrationen stattfinden.

 

Wir rufen daher alle Menschen auf, den Freiheitskampf der iranischen Bevölkerung zu unterstützen, indem sie an diesen Protestkundgebungen teilnehmen!

 

Die Protestkundgebung in Wien findet am Donnerstag, 11. Februar 2010 ab 17 Uhr vor der Filiale der Fluglinie "Iran Air" (Wien 1., Kärntnerring 1) statt.


IransolidarityAustria

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

kontakt:  Iransolidarityaustria@gmail.com                                                                                                                                                                                                                www.iransolidarity.org.uk
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت   توسط حامد   | 

تحلیف یک رئیس جمهور در امریکای چهار صد ساله و یک رئیس جمهور در ایران چهار هزار ساله

تحلیف یک رئیس جمهور در امریکای چهار صد ساله و یک رئیس جمهور در ایران چهار هزار ساله :

  1. تحلیف اوباما را تمام دنیا با دهان باز تماشا کردند . آخر چطور میشود که کشوری ظرف چهارصد سال به پایه ای از دموکراسی برسد که یک برده رئیس جمهورش بشود . در تحلیف احمدی نژاد دهان دنیا بازتر است . چطور ممکن است یکی از اولین کشورهای تاریخ به جائی برسد که رئیس جمهورش برده باشد .
  2. در تحلیف اوباما هزاران پلیس مسئول مراقبت از مردمی بودند ثمره کارشان را می دیدند اینجا هزاران پلیس مسئول مراقبت از مردمی هستند که همه چیز می بینند جز ثمره کارشان .
  3. در انتخابات امریکا نقش رسانه ها در نشان دادن واقعیتها بخوبی دیده شد اینجا ما رسانه که نداریم ولی نقش یوتیوب در نشان دادن حقایق بخوبی دارد مشاهده میشود .
  4. در انتخابات امریکا یک زن با استفاده از توانائی هایش خودش را تا یک قدمی ریاست جمهوری رساند اینجا فاطمه رجبی در یک قدمی ریاست جمهوری هنوز درگیر چند همسری و تعدد زوجین است که مبادا زنان توانائی کاری داشته باشند .
  5. در انتخابات امریکا تمام مقامات اعتراف کردند که این حد از دموکراسی را هیچ جا نمیشود پیدا کرد اینجا هم نصف مقامات ما را دیروز بردند که به همین اعتراف بکنند بقیه شان هم یک کم دیگر که کتک بخورند بعداً میروند به همین اعتراف میکنند .
  6. مدتی بعد از انتخابات امریکا ، رهبر کاتولیکها پیام تبریک فرستاد اینجا کسی که به خودش میگوید رهبر مسلمانان هم همین کار را کرد منتها مدتی قبل از انتخابات .
  7. در انتخاب اوباما نقش مردم امریکا در تعیین آینده ی خود و کشورشان بخوبی معلوم شد اینجا نقش روسیه در تعیین تکلیف برای مردم ما بخوبی معلوم شده است .
  8. اوباما با تکیه بر اندیشه های مردان تاریخ امریکا به قدرت رسید این یکی با لگد زدن به اندیشه ی تمام مردان تاریخی کشورمان به قدرت میرسد .
  9. وقتی یک ژنرال امریکائی با ابهت درباره ی انتخابات امریکا حرف میزند احساس غرور میکند که سرباز چنین کشوری است اینجا وقتی فیروزآبادی درباره ی انتخابات حرف میزند خود امام زمان هم حالش بهم میخورد که کشورش چنین سربازی دارد .
  10. همسر اوباما بعنوان دختری که خون یک برده را دارد با انتخاب اوباما بانوی اول امریکا شد اینجا خون دختر یک ایرانی باید کف خیابان بریزد تا بخاطر انتخاب احمدی نژاد برده های افریقا جهیزیه داشته باشند و آن دختر بانوی اول ایران میشود .
  11. در انتخابات امریکا جریان اطلاع رسانی بقدری شفاف بود که کسی از دانستن جزئیات زندگی اوباما هم تعجب نکرد اینجا همه کف کردند وقتی یکنفر بالاخره جرأت کرد با کلیات به احمدی نژاد بگوید دروغگو .
  12. بعد از انتخاب اوباما مردم با عزیزانشان از هر فرصتی برای برگزاری جشن و شادی استفاده کردند اینجا مردم دارند از هر فرصتی برای برگزاری عزاداری عزیزانشان استفاده میکنند .
  13. به همین مناسبت بعد از انتخابات امریکا تمام دنیا به نشانه ی همراهی با مردم امریکا پایکوبی کردند بعد از انتصاب احمدی نژاد تمام دنیا برای همراهی با مردم ایران دستبند سبز بستند پاهایشان را کوبیدند زمین .
  14. اوباما بعد از انتخابات زندان گوانتانامو را چون خون از دماغ یکنفر آمده بود بست تا بگوید چقدر به افکار عمومی احترام میگذارد اینجا بعد از قتل محسن روح الامینی سوله های کهریزک را بستند بعد به افکار عمومی میگویند یالا بما احترام بگذار .
  15. بعد از انتخابات ایران رهبری خودش را جر داد که بگوید مردم به نظام رأی دادند در امریکا اوباما خودش را جر داد که بگوید بابا من هم ساخته ی همین نظام هستم شما به من هم رأی داده اید
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت   توسط حامد   | 

محمد علی ابطحی

محمد علی ابطحی امروز اعتراف کرد. وی که موفق شده بود در مدت چهل روز پانزده کیلو وزن کم کند، همراه با گروه دیگری از زندانیان علیه خودش و دیگران اعترافاتی کرد که چون ما خودمان قبلا مثل خیلی از دوستان از این اعترافات کرده ایم، لازم می دانیم موارد زیر را تذکر دهیم: اول، کسی که اعتراف کرده محمد علی ابطحی نبود، چون محمد علی ابطحی یک آقای 100 کیلویی است که نظراتی دارد و طبیعتا نظراتش متناسب با وزنش است، حالا یک ابطحی هشتاد کیلویی آوردید که چیزهایی را اعتراف می کند، ما از کجا بدانیم این ابطحی خودش است؟ شاید برادرش است که لاغر تر از اوست. دوم، ابطحی دو ماه است در زندان انفرادی است، به قول رهبری هر یک روز زندان انفرادی یک ماه شکنجه است، شما شصت ماه یک نفر را شکنجه کردید، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف کند، اگر ابطحی اعتراف کند ناپلئون بناپارت یا فیدل کاسترو یا آدولف هیتلر است، اصلا عجیب نیست. سوم، از اول انقلاب تا حالا هزار نفر در دادگاههای جمهوری اسلامی اعتراف کرده اند و بدون حتی یک استثناء همه آنها یک هفته پس از آزادی اعلام کردند تحت فشار بودند، ابطحی را همین فردا بفرستید دبی، اگر نگفت اعتراف ها همه دروغ است. چهارم، وقتی زن قائم مقام وزارت اطلاعات زیر شکنجه اعتراف می کند جاسوس اسرائیل بوده و فساد اخلاقی داشته، طبیعی است اگر احمدی نژادهم یک سال دیگر زیر دست همان بازجو بیفتد اعتراف خواهد کرد که ارتباطش با رهبری شبیه به زن و شوهری بوده و خودش جاسوس آمریکا و اسرائیل و انگلیس و تمام کارهایش بخاطر براندازی نظام بوده، این خط این هم نشان. ابطحی که جای خود دارد. پنجم، متهمی که خودش زندانی است، وکیلش هم زندانی است، رفیقش هم زندانی است، رئیس سابقش هم زندانی است، معاون سابقش هم زندانی است، شاهدش هم زندانی است، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف می کند. ششم، شما یک شیر هشتصد کیلویی را هم به بازجوهای جمهوری اسلامی بدهید، بعد از سه ماه اعتراف می کند که یک الاغ ده کیلوئی است، هنر متهم نیست، اگر هنری هست متعلق به بازجوست که وقتی خودش گرفتار شد خواهید دید که چه زاری ها نمی کند و چه اعتراف ها بر زبان نمی آورد و چه رقص ها که بدون ساز نمی کند. هفتم، تمام اعترافات ابطحی را روی هم جمع کنیم، یک چیز می ماند و آن اینکه در انتخابات تقلب نشده است. بیچاره ابطحی! چون از بیرون خبر ندارد، فکر می کند این حرفها اثر دارد، وقتی همه طرفداران دولت و مجلس و مراجع و روحانیون خودشان در کمال آزادی و بدون رفتن به زندان قبول کرده اند که تقلب شده است، مردم حرف کسی که زندان بوده قبول نمی کنند. مهم ترین دلیل تقلب هم همین است که ابطحی زندانی است. هشتم، خداوند می گوید برای دانستن سفر کن، حتی به چین برو. چطور می شود یک آدمی در خانه خودش، توی کتابخانه ای که ده هزار کتاب دارد، در کمال عقل و شعور و آرامش، حقیقت را نفهمد، بعد برود زندان، دور از خانواده، در سلول انفرادی، بدون خبر، کتک بخورد، تحت فشار قرار بگیرد، قرص بخورد، به جای دیدن صد نفر فقط یک بازجو ببیند، و حقیقت را بفهمد. و از همه اینها گذشته، وقتی یک هفته بعد دوباره رفت خانه، حقیقت یادش برود؟ نهم: طبیعی است که ابطحی را تا چند روز دیگر آزاد و بهزاد نبوی را که اعتراف نکرده آزاد نمی کنند، یعنی کسی که به جرمی اعتراف کرده و پذیرفته مجرم است، آزاد می شود، انشاء الله، و کسی که جرمی را نمی پذیرد و دلیلی هم علیه او نیست، زندان می ماند. یعنی شما اگر مجرم باشید آزاد می شوید، ولی اگر مجرم نباشید زندانی می شوید
ابراهيم نبوي
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط حامد   | 

سه شرط اساسی برای خیزش فردای ایران

آنانی که از یک سال و اندی پیش به پیروزی رساندن محمود احمدی نژاد را به دقت طراحی کرده بودند، در یک ارزیابی قاطعانه شکست خوردند و آن این که این بار نیز مردم در برابر نتایج انتخابات تقلبی سر تسلیم فرود آورند – درست همان گونه که هاشمی رفسنجانی پس از انتخابات چهار سال پیش ریاست جمهوری، پس از کلاه گشادی که با اعلام پیروزی احمدی نژاد بر سرش رفته بود، گفت: «من شکایت خود را به پروردگار یکتا می برم، زیرا در کره زمین مرجعی وجود ندارد که به آن رسیدگی کند».

 

تصورشان آن بود که در این انتخابات نیز، همانند چهار سال پیش که آن هنگام هم فرد نیمه ناشناسی را از صندوق بیرون کشیدند که کمتر کسی نام او را شنیده بود، موسوی و کروبی و رضائی هم یکی دو روزی اعتراض خواهند کرد و بالاخره لب فرو خواهند بست و غائله پایان خواهد یافت.

 

فرضشان آن بود که میرحسین موسوی، مهره وفادار رژیم و آدم سر به راهی است که از رهبر حرف شنوی دارد و اعتراضی نخواهد کرد. محسن رضائی و مهدی کروبی نیز بخشی از نظام هستند و حتی اگر اعتراضی هم کنند، گوش شنوائی وجود نخواهد داشت و به زودی آرام خواهند گرفت.

مناظره های تلویزیونی و افشاگری های تکان دهندۀ طرفین دعوا، قدری ورق ها را بر هم زد.

 

مردم به اشتباه تصور کردند که این بار ممکن است انتخابات واقعی باشد. ولی هاشمی رفسنجانی بیش از پیش نگران بود. یک روز قبل از انتخابات برای رهبر نامه فرستاد و هشدار داد که می خواهند تقلب کنند و انتظار دارد او دستور دهد جلوی این کار را بگیرند.

 

همه نظرسنجی های غیررسمی نشان می داد که بخشی بزرگی از رای دهندگان به میرحسین موسوی گرایش دارند. می گفتند آراء او قرار است دو برابر احمدی نژاد باشد.

حتی اگر این چنین با دقت آنها اعلام پیروزی جعلی احمدی نژاد را تدارک دیده بودند، عاقلانه آن بود که انتخابات را به دور دوم بکشانند تا ظاهرا نشان دهند که عدالت رعایت شده و جعل و تحریف در ابعاد گسترده ای نبوده که این چنین خشم مردمان را برانگیزد.

 

ولی آنان در اعلام پیروزی شتاب داشتند. می ترسیدند در فاصله بین دو دور انتخابات، مردم چنان برای پیروزی موسوی به هیجان آیند که کنترل اوضاع از دستشان خارج شود. بهتر دیدند در همان دور اول کلک قضیه را بکنند – و در واقع، در ساعت سوم پس از بستن حوزه ها، پیروزی ساختگی احمدی نژاد را اعلام کردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

18 تیر تظاهرات در ایران




+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

Iran: Welchen Weg für die iranische Revolution?

ArbeiterInnenklasse muss entschieden in die Kämpfe eingreifen

Dreißig Jahre nach der Revolution von 1979 sind in Iran neuerlich revolutionäre Spannungen ausgebrochen – Millionen Menschen sind gegen die zweifellos manipulierten Ergebnisse der Präsidentschaftswahlen auf die Straßen gegangen. Innerhalb weniger Stunden nach Schließung der Wahllokale haben Präsident Mahmoud Ahmadinejad und seine Kohorten in der theokratischen Diktatur einen durchschlagenden Wahlsieg mit 64% Stimmenanteil bei einer Wahlbeteiligung von 85% verkündet. Diese Ankündigung war genug, um Hunderttausende auf die Straßen zu bringen – einiger Berichte zufolge haben bis zu 3 Millionen Menschen an den größten Protesten in Teheran teilgenommen. StudentInnen, die Mittelklasse und Teile der Arbeitslosen, Armen und der Angestellten sind auf die Straßen geströmt haben ihre „gestohlenen Stimmen“ zurückverlangt und eine Absetzung Ahmadinejads gefordert. Wie auch immer sich diese revolutionäre Krise in den kommenden Wochen entwickeln wird, fest steht, dass der Iran nicht mehr zum Ausgangszustand zurückkehren wird. Die massive Bewegung für eine Änderung markiert den Beginn des Endes der existierenden Diktatur. Obwohl eine exakte Analyse des Wahlergebnisses offensichtlich unmöglich ist, hat eine Studie der vom Regime selbst veröffentlichten Zahlen durch die Saint Andrews Universität in Schottland einige unglaubliche Ergebnisse aufgedeckt. In einigen Gebieten lag die Wahlbeteiligung bei 100%. Zudem mobilisierte Ahmadinejad offenbar genug Unterstützung, um sein Wahlergebnis verglichen mit 2005 um 113% zu steigern. Um die vom Regime vorgelegten Zahlen zu erreichen hätte er alle Stimmen der NichtwählerInnen von 2005 gewinnen müssen, zudem alle Stimmen, die damals dem „zentristischen“ Kandidaten Rafsanjani zufielen sowie 44% der Stimmen, die der mehr reform-orientierte Kandidat Karrubi erhielt. Ein bemerkenswertes Charakteristikum dieser Bewegung sowie der Wahlkampagne war das verstärkte Auftreten junger Frauen auf der Kampfbühne – einzigartig in der jüngeren iranischen Geschichte. Das zeigte sich schon während der Wahlkampagne. Zum ersten Mal in Iran spielte Mir Hossein Mousavis Frau, Zahra Rahnavard eine führende Rolle, ihre Forderung nach „Gleichheit“ zog eine große Menge, vor allem junger Frauen mit sich. Pressezensur und Versammlungsverbote konnten die Verbreitung der neuesten Nachrichten der Bewegung nicht verhindern. Die Jugend benutzte vor allem Facebook und Twitter um ihre Proteste zu organisieren und ihre Forderungen und die auf sie ausgeübte Repression zu veröffentlichen. Iran hat weltweit den höchsten pro Kopf Anteil an Bloggern. Die Massenproteste, die nach der Verkündung des Wahlergebnisses durch den Iran gefegt sind, markieren einen entscheidenden Wendepunkt. Die Tatsache, dass das „Gesetz“ herausgefordert wird und die brutale Unterdrückung durch die Staatssicherheitskräfte zeigen, dass die Massen beginnen, ihre Furcht vor dem Regime ablegen und bereit sind, diesem die Stirn zu bieten und es herauszufordern. Das bedeutet einen entscheidenden Wandel in der Psychologie der Massen in jeder Bewegung gegen Diktatur. Angesichts des Aufmarsches der gefürchteten para-militärischen Basij-Milizen haben DemonstrantInnen in Teheran den Slogan geschrieen: „Panzer, Kanonen, Basij – ihr habt jetzt keine Wirkung mehr!“ Bisher waren es ohne Zweifel die StudentInnen und Jugendlichen, die an der Spitze der Bewegung standen. Vor allem unter den höher gebildeten Schichten der Jugend brodelt die Unzufriedenheit und Wut gegen den einengenden, unterdrückenden Charakter des theokratischen Regimes, das die freie Wahl von Kleidung, Musik, persönlichen Beziehungen und Kommunikation massiv einschränkt. Ein zu enges Kleid, zu modernes Haarstyling oder die falsche Wahl der Musik von jungen Menschen zogen Wut und Bestrafung durch die Basij-Milizen auf öffentlicher Straße nach sich. In einer Bevölkerung, in der geschätzte 60 bis 70% unter 30 Jahre alt sind, konnten diese Restriktionen nicht auf Dauer aufgezwungen werden. So wichtig dieser zivile Ungehorsam auch ist, wird dieser von der jetzigen Bewegung übertroffen, die demokratische Rechte fordert und das Verlangen nach einem gesellschaftlichen Wechsel in Iran ausdrückt. Das wird auch durch die weit gestreute Teilnahme und Unterstützung für die Bewegung reflektiert, die es auch in den älteren Teilen der Bevölkerung gibt. Dazu kommt noch die während der letzten Jahren der Ahmadinejad Präsidentschaft aufgestaute Frustration und Enttäuschung weiter Teile der Bevölkerung. Er wurde 2005 gewählt und konnte eine wichtige Basis der Unterstützung, vor allem unter einigen Teilen der Armen und innerhalb der ländlichen Bevölkerung beibehalten. Sogar in dieser Wahl scheint es eine gewisse Spaltung zwischen den größeren städtischen und den ländlichen Gebieten zu geben. Das Ausmaß der Spaltung ist aber derzeit noch nicht klar einzuschätzen. Die Zeitung International Herald Tribune zum Beispiel berichtet von dem kleinen Dorf Bagh-e-Iman, das in der Nähe der südwestlichen Stadt Shiraz liegt. Es wird berichtet, dass die Mehrheit der 850 WählerInnen Mousavi unterstützten, während die „offizielle“ Auszählung das Gegenteil erklärt. Und das, obwohl die Unterstützer Ahmadinejads bei Wahlveranstaltungen ausgebuht wurden. Ganze Wagenladungen von Dorfbewohnern besuchten daraufhin die Protestdemonstrationen in Shiraz. Darüber hinaus lebt in Iran mittlerweile der Großteil der Bevölkerung in städtischen Gebieten, obwohl es auch noch starke Familienbindungen mit dem Land gibt. Entsprechend jüngster Schätzungen leben ca. 70% der Bevölkerung heute in Großstädten.

Reaktionärer Populist

Ahmadinejads Basis unter den Armen wurde auf einer reaktionären populistischen Basis aufgebaut - die Korruption und die reiche liberale Elite anprangert - und einer nationalistische Politik, die den Westen und vor allem den US-Imperialismus brandmarkt. Während der Wahl 2005 griff er den Slogan der Revolution von 1979 auf: „Eine Republik der Armen“. Nach dieser Revolution wurden wichtige Teile der Wirtschaft unter staatliche Kontrolle gestellt, aber anstatt einer Republik für die Armen entstand vielmehr eine Republik der Reichen, der korrupten Mullah-Oligarchen. 2005 stellte Ahmadinejad auch die Forderung auf, den Reichtum aus dem Ölgeschäft mehr zu Gunsten der Armen zu verteilen und führte Subventionen für grundlegende Verbrauchsgüter ein. Nach seiner Wahl wurde eine Reihe von Infrastrukturprojekten begonnen. Seine Rhetorik stand im Gegensatz zum damals unterlegenen „Reform“-Kandidaten Rafsanjani, der für seine Korruption und die Verbindungen zu den reichen Oligarchen bekannt ist. Doch trotz Ahmadinejads populistischem „Einsatz“ für die Armen hielt das sein Regime nicht davon ab, die streikenden Teheraner Busfahrer und andere ArbeiterInnen brutal zu attackieren, als diese für ihre Interessen kämpften.  Allerdings hat die stark gewachsene Inflation, die bei mittlerweile 30% liegt und die zunehmende Arbeitslosigkeit, die bei den unter 30 Jährigen  ca. 25% erreicht hat sowie die Einstellung der Unterstützungszahlungen für Benzin und einige Grundnahrungsmittel in der vergangenen Periode Frustration und Ärger hervorgerufen. Ahmadinejad hat zudem die Regierung auf nationaler und lokaler Ebene militarisiert, was einerseits zu einer gestiegenen Unterdrückung aber andererseits zu einer wachsenden Feindseeligkeit, vor allem unter der Jugend geführt hat. Ahmadinejad, ein ehemaliger Offizier der Revolutionsgarden, hat 14 der 21 Ministerposten mit ehemalige Offiziere eben dieser Garden besetzt. Den paramilitärischen Basij-Milizen wurden Rechte an der Ausbeutung von Ölquellen gegeben, während er vollmundig behauptete, die Korruption ausmerzen zu wollen. Die bisherige Stärke der Bewegung, die seit der 1979er Revolution in Iran einzigartig ist, hat das Regime zu einem Zickzack-Kurs in dessen Erwiderung gezwungen und Spaltungen in diesem hervorgerufen. Zunächst bestätigte der Wächterrat bloß das Ergebnis und lehnte Forderungen nach einer Neuauszählung ab. Dann machte dieser einen Schritt zurück und beschloss eine partielle Neuauszählung von „strittigen“ Wahlsprengel zuzulassen. Erst vor kurzem akzeptierte er, dass über 600 strittige Wahlsprengel neu ausgezählt werden dürfen. Aber selbst eine vollständige Neuauszählung, die eher unwahrscheinlich ist, wäre real ohne Bedeutung. Wer würde denn die Prüfer überprüfen? Laut dem britischen Journalisten Robert Fisk ist unter den reaktionären Mitgliedern des Parlaments ein Machtkampf über die Frage ausgebrochen, wie darauf zu reagieren sei. dass Ahmadinejad die ProtestiererInnen als „Dreck“ bezeichnet hat. Der Eintritt der Massen in die Arena des Kampfes im derzeitigen Maßstab ist, wie Trotzki in seiner Schrift „Geschichte der russischen Revolution“ aufzeigt, eines der Kennzeichen einer Revolution. In diesem Sinne entwickelt sich eine Revolution in Iran.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

توافق شوم بین حکومت و دولت کودتا با انگلیس



توافق شوم بین حکومت و دولت کودتا با انگلیس بر اساس اخبار دریافت شده روز یکشنبه هفته گذشته وزیر دفاع انگلستان به به طور مخفیانه سفری به تهران داشتند، این سفر از طریق دوبی‌ با هواپیمای غیر تشریفاتی امارات صورت گرفته است. این سفر مخفیانه تنها یک روز به طول انجامیده است و وزیر دفاع انگلستان جلسه‌ای با حضور دکتر ولایتی مشاور بین المللی علی‌ خامنه ای، منوچهر متکی‌ وزیر امور خارجه، حجت الاسلام میرحاجزی رئیس دفتر عمومی‌ اطلاعات و
امنیت رهبری و محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری داشته است. فکر می کنید پشت پرده این مذاکرات چه گذشت؟؟ در این جلسه درخواست هایی‌ از طرف نمایندگان علی‌ خامنه‌ای بیان شده است که به این شرح می‌باشد: ۱: عدم حمایت از مردم و جنبش صورت گرفته توسط آنها. ۲: پوشش ندادن خبرهای مربوط به حوادث اخیر در ایران و انتخابات توسط بی‌ بی‌ سی‌. ۳: آزاد سازی پول مجتبی‌ خامنه‌ای و یا حد اقل افشا نکردن اسامی صاحبان حساب. اما به چه قیمتی؟؟؟ دولت انگلیس با توافق روی بیست درصد از این رقم و برداشت بیش از 300 میلیون دلار برای آزادسازی آن موافقت نمود. همچنین جهت
القا جو آرام در ایران توسط تلویزیون فارسی بی بی سی و رفع پارازیت از این کانال توافق گردید. و اینگونه شد که پارازیت های روی این کانال حذف و تجمع بسیجیان مقابل سفارت انگلیس لغو گردید. این روزها با مشاهده برنامه های بی بی سی فارسی روی هاتبرد
کاملا به چرخش موضع این کانال در قبال تحولات پی خواهید برد.که مدام سعی در القا این امر به مردم را دارند که آرا موسوی همان 14 میلیون بوده است. در خاتمه یک جمله به مردم ایران: اگر در قیامتان به حمایت بیگانگان دل خوش کرده اید کاملا در اشتباهید و سرنوشت خود و کشورتان را خودتان باید رقم بزنید و خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان بخواهند
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

درخواست بازنگری در قوانین بین المللی

جناب آقای بان کی مون، دبیرکل محترم سازمان ملل متحد،

 

با گذر 60 سال از ایجاد سازمان ملل متحد و تدوین قوانین بین المللی آیا زمان آن رسیده است که به یک بازنگری در بعضی از مواد این قوانین پرداخته شود؟

 

آیا قابل پذیرش است که 60 سال پس از به تصویب رسیدن قوانین بین المللی حقوق بشر، چشم بر بسیاری از فجایعی که در کشورهائیکه با حکومت های استبدادی اداره می شوند برهم بست؟

 

جناب آقای دبیرکل،

 آیا قابل پذیرش است که "شورای حقوق بشر" ایجاد کنیم، کمیسیون های متعدد و متفاوت ایجاد کنیم، مرتبا حقوق بشر را فریاد کنیم ولی شورای حقوق بشر و یا مجمع عمومی سازمان ملل متحد کوچکترین قدرت اجرایی نداشته باشد و حکومتهایی مثل جمهوری اسلامی در آن عضویت و مسئولیت داشته و خود تصمیم گیرنده باشند در حالتیکه خود بزرگترین ناقضان حقوق بشر می باشند.

 

آیا قابل پذیرش است که با استناد به یک توافق که "دخالت در امور داخلی کشورها ممنوع است " از مسئولیت انسانی و حرفه ای خود چشم بپوشانیم.

 

§          مگر نه اینست که در قوانین بین المللی آمده است اگر فردی مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و از حمایت کشور خود برخوردار نیست میتواند از حمایت بین المللی استفاده کند؟

 

§          مگر نه اینست که امروز در ایران ماموران یونیفورم پوش و لباس شخصی با آگاهی، حمایت و اجازه حکومت به وحشیانه ترین سرکوب ها دست میزنند، خبرنگاران مطبوعات خارجی را اخراج و داخلی را به زندان می اندازد تا مبادا دنیا خبردار شود.

 

§          مگر نه اینست همان هایی که مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته اند با جرات و شجاعت صدای خود را به خارج از دیوارهای بلند ساخته شده به دور ایران می رسانند و ما و شما شاهد این جنایات بوده ایم و هستیم.

 

§          مگر نه اینست که تعریف حقوقی "جنایت علیه بشریت" همین است که امروز در ایران در حال اتفاق افتادن است؟

 

جناب آقای دبیرکل،

امروز این وظیفه و مسئولیت بر دوش جامعه بین المللی قرار گرفته است که از حقوق ایرانیان دفاع و آنان را مورد حمایت بین المللی قرار دهد، چرا که امروز یک ملت است که تحت بیشترین ضرب و شتم و آزار و خشونت قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   | 

انتظار

هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست ، آن هم انتظار لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود .


چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

فریاد مردمان همه از دست دشمن است..... فریاد من از دل نامهربان دوست


+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت   توسط حامد   |