تبليغاتX
حامد گیلان
اجتماعی،فرهنگی،علمی،سیاسی و...
با دروود فراوان به تمام دوستان عزیزم!!

به علت مشکلات شخصی و سفری که در پیش رو دارم نمی توانم مطلبی را در وبلاگم براتون بذارم از این بابت از شما پوزش می خوام..

به امید دیدارتان

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

سلام ...

گفتم یک شعری از آهنگهای قدیمی براتون بنویسم تا شاید کمی یاد ایام بشه !!!امیدورام خوشتون بیاد..

 

گفتم از سیاهی نیستم -----------  گفتم از سپیدی نیستم

گفتم آنچه از خود من   -----------   در خور من دیدی نیستم

از نواحی شمال       ---------      جلگه های سبز و خیسم

مثل بارون سادگیمو ------------   رو تن گل مینویسم

یه سلام گرم دارم -----------   که می لرزونه صدامو

در یای سخاوتم من ---------   پر  کن از من کوزه هاتو

حس دستای غریبم ----------- حس گندم و برنجه

خونم از خاک و سبزه ---------- دل من صندوق گنجه

آره من شمالی هستم -------- بوی بارون می ده دستم

شهرم از جاییه که دریای پیرش -------- یادگاری از زمانهای قدیمه

جایی که خواستن و خوشبختی و موندن

یه آلونک ، یه چراغ و ، یه گلیمه

جایی که معجزه ساده بارون ---------- عطر نارنجو می بخشه به تن خاک

جایی که دیدنیه صبح و غروبش -------- روی ساحل روی ماسه ها نمناک

آره من شمالی هستم -------- بوی بارون می ده دستم.

                                                                                                  

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

درود به فرزندان ایران!!!

در روز و زمانهایی که در تلاش روزانه برای کار و امرار معاش هستید با مسائل از جمله گسیختگی در  جامعه در اقوام و یا حتی در خانواده هستید و با سفر به خارج از استان های خود می بینید که مردم در استان های دیگر کمتر اتفاق می افتد با شما خوب باشند ،در جوامع امروز زندگی در کنار یکدیگر بدون هرگونه تعارضی فقط و فقط در بوجود آمدن پذیرش یکدیگر است ،که آن را بیشتر در جوامع غربی می بینیم واقعا جای بسی تعمق دارد در جامعه با بیش از 2500 سال قدمت تاریخی دچار چنین مشکلاتی باشد ،در دانش بنده نیست که بخواهم این مسئله یا مسائل را موشکافی کنم .وجود شکافهاي آشتي ناپذير در جامعه مانع از شکل گيري چارچوب لازم براي همبستگي، مشارکت، رقابت سياسي و نهايتا تکوين هويت ملي واحد ميشود و به صورت مانعي در برابر توسعه اقتصادي و سياسي جامعه عمل ميکند.  اين امر ميتواند از شکافهاي طبقاتي، قومي، فرهنگي و يا تمدني ناشي شود. در ايران شکافهاي طبقاتي از وجه ساختاري به وجه آگاهي انتقال نيافته و رقابتها و فرهنگهاي سياسي و اجتماعي آشتي ناپذير و شديدا رقيب بر محور آنها تکوين نيافته است.  شکافهاي قومي نيز، عليرغم مطرح بودن، نقش تعيين کننده اي در سير تحولات ايران ايفا نکرده اند. برعکس، شکافهاي تمدني يکي از مشکلات پايه اي جامعه ايران است.  ايران آميخته اي از سه تمدن و فرهنگ ايران قديم، فرهنگ اسلامي و تمدن و فرهنگ غربي است.  طي سده گذشته اختلافهاي فکري وسياسي عمده ايران حول شکافهاي تمدني بين اين سه تمدن تبلور يافته است.  شکاف بين تمدن اسلامي و تمدن مدرن به ويژه نقش مهمي در سير تحولات سياسي ايران ايفا کرده است.  شکاف بين تمدن قديم ايراني و تمدن اسلامي نيزهمواه موجب تفرقه و تنشهاي سياسي بوده است.  تجربه صد سال اخير حاکي از آن است که جامعه ايران دچار روانپارگي اجتماعي است و نميتواند بين سه عنصر تمدني خود تعادل مطلوبي بر قرار کند.  انقلاب مشروطيت کوشيد تا از طريق بازخواني اسلام راه را براي مبارزه با استبداد و نوسازي جامعه ايران هموار سازد.  اما اين جنبش، در تحليل نهايي به دليل مقاومت و قدرت نيروهاي اسلامگراي سنتي شکست خورد. سلطنت پهلوي با به حاشيه راندن اقشاراسلامگراي سنتي و در اتحاد استراتژيک با جهان غرب، برنامه نوسازي ايران را به پيش راند و در اين راه، به لحاظ اقتصادي و اجتماعي، دست آوردهاي چشمگيري براي ايران به ارمغان آورد.  اما نوسازي شتابان و آمرانه ايران، همراه با بي توجهي به اهميت مشارکت و آزادي سياسي موجب بيگانگي اجتماعي اقشار سنتي، از يکسو و پيدايش گسست بين نهاد دولت و مردم گرديد.  اين امر پايه هاي حکومت را متزلزل کرد و نهايتا به فروپاشي آن انجاميد.  در جمهوري اسلامي ما شاهد قدرت گيري اقشار سنتي، بازگشت به ساختار قديم قدرت و در نتيجه بيگانگي اجتماعي، سياسي و فرهنگي اقشار مدرن هستيم.  اين امر، توسعه اقتصادي و سياسي ايران را با موانع ساختاري مواجه ساخته و در صورت ادامه ميتواند ايران را وارد يک رويارويي مهلک با جهان غرب سازد. امنيت ملي و توسعه اقتصادي و سياسي ايران مستلزم پايان دادن به اين دور تسلسل باطل و ايجاد يک تعادل مطلوب بين عناصر تمدني ايران و سازماندهي يک همبستگي ملي است که بتواند امر تکوين دولت مدرن و توسعه اقتصادي را تسهيل کرده، آنرا به سامان برساند. 

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 سرانجام با تلاش مسئولین نظام اشغال گر اسلامی سایت ابراهیم نبوی هم فیلتر شد.

WWW.DOODAM.COM

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

دروود!

داستان از آنجا شروع می شود که از طریق ایرانیان فعال در عرصه شبکه های جهانی ایرانیان دیگر مطلع می شوند به مانند داستان واحی خلیج فارس کس یا کسانی در سایت گوگل فیلم را از تبریز شهر فرهنگ و پایتخت قدیمی ایران به نمایش می گذارند اکه علاوه براینکه این شهر کهن ایران زمین را از آن کشور آذربایجان دانسته ،حتی توضیح جامعه و درستی هم از این شهر در سایت نگذاشته اند. حال با توجه به اینکه این مطلب در مدت چند روز اتفاق افتاد وی با هوشیاری ایرانیان این مسئله تصحیح شد و علت اصلی هم بیان گردید ،لازم به ذکر است با توجه به مدت کوتاه نباید از امید کردستانی یکی از روسای گوگل انتظار زیادی داشت به هر سو ایشان نمی توانسته ان به تمام قسمتها نظارت داشته باشند.(شاید هم اگر حواسشان هم بوده ولی عملی نشان ندادند)

این فایل تصویری که به صورت ارسالی و لینک به سایت در روی قسمت ودیویی گوگل گذاشته شده بود از طریق یک شخص جاهل فریب خورده به نام و آدرس یک استاد ایرانی مقیم کانادا به نام وحید گروسی ارسال شده است،که ایشان ضمن تکذیب ارسال این فابل نسبت به این امر گوگل و سوءاستفاده از اطلاعات شخصی به مراجعه مربوطه شکایتی را ارسال کرده اند.  

با دروود بی پایان به تمام ایرانیانی که به آب و خاک خود اهمیت می دهند...

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

درود!!

دانشگاه مطالعات آفریقاو شرق شناسی دانشگاه لندن جلسه سخرانی ویژه ای با عنوان "بررسی نقشه های تاریخی ایران از دوران باستان تا اویل قرن بیستم"در این دانشگاه برگذار کرد.این نمایشگاه به کوشش و اداره و طراحی خاورمیانه شناس ایرانی «سیروس علایی» تشکیل گردیده است.ایشان در مدت 20سال مقام سرپرستی ومدیریت برخی از موسسات و شرکتهای مهندسی مشغول کار و فعالیت بوده است و به انگلستان نقل مکان کرد تادر حوزهای مربوط به رشتهتخصصی خود به کار وتدریس بپردازد.جغرافی دانان ایرانی همانند بلخی،استخری،قزوینی ودیگران نخستین کسانی بودند که سهم عمده ای در رونق و گسترش این رشته از دانش جغرافیا ،یعنی کارتوگرافی در سرتاسر دوران اسلامی(از قرن هشتم تا چهاردهم میلادی)داشته اند.نخستین اقدام ابتکاری دراین حوزه هنگامی صورت گرفت که «اولریوس» در نقشه های جدیدی که از سرزمین پارس در سال 1646 ارائه داد(قابل ذکر است این نقشه به طور مضحکی رسم شده وبه دور از واقعیت است) ،شکل بیضوی دریای کاسپین را به صورت زاویه عمودی تغییر دادو عرض جغذافیایی برخی از استان های شمالی را در کناره این دریا تصصیح کرد.

نقشه اولریوس تا هفت دهه بعد در تمامی نقشه های کارتوگرافی که از ایران ارئه شده بود ،نفوذ داشت تا سال 1720 که بررسی های جغرافیایی کاملی توسط روسها در تهیه نقشه جغرافیایی مربوط به دریای کاسپین صورت گرفت. البته نقشه برداران هلندی،فرانسوی و آلمانی نیز دراین زمینه فعال بودنداما در نهایت همکاران انگلیسی بودند که طی قرن 19 میلادی یرپایه بررسی های و روشهای تازه،به طور برجسته ای موفق به تکمیل وتوسعه نقشه برداری درایران شدند این بررسی ها متاثر از مطالعات و تحقیقاتی بود که درهند انجام گرفت.برخی از این نقشه ها که به انگیزه سیاسی طراحی شده بود ،بلوچستان ایران را به عنوان استانی مجزا از ایران نمایش می داد(مانند حال که بعضی از کشورها به خیال واهی جدایی چنین نقشه هایی دارند ..البته به گمانم در خواب غفلت تشریف دارند)تا سال1872 که کمسیون گلداسمیت مرزهای شرقی کشور را مشخص و تثبیت کرد.دوران پهلوی برخی از موسسات کارتوگرافی و نقشه برداری در ایران شکل گرفت که ماحصل تلاش آنان تعدای بیشماری از نقشه های جدید و مدرن کشور ایران واستانهای آن است که از سال 1930 تا حال حاضر در این کشور تهیه وچاپ می شود.(لازم به توضیح است که این نقشه ها به کمک ارتش آمریکا ودر مقیاس 1:25000 ثبت شده است و حتی در حال حاضر هم به عنوان یک منبع معتبر در داخلو خارج استفاده میگردد)مطالب مربوط به آقای دکتر سیروس علایی را می توان در تعداد بیشماری از مجلات و رورنامه های اروپا جستجو کرد وبخصوص در دایره المعارف ایرانیکا پیدا کرد .

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

درودبر همه!!

از هنگامی که انسان شروع به مطالعه و کاوش پیرامون جهان اطراف خود کرده است سوالهای بسیاری ذهن او را به خود مشغول کرده است. هرچه بیشتر درک می کند در می یابد که کمتر می داند. یکی از سوال های بنیادین این موجود دو پا همواره بر این بوده است که آیا به غیر از کره خاکی خودمان حیات در جای دیگری از این جهان پهناور وجود دارد ؟ نزدیکتر بیائیم...در منظومه شمسی خودمان چطور ؟ آیا موجودات زنده ای که تا به حال آنها را شناخته ایم می توانند در شرایط محیطی سیاره ای مانند مریخ رشد کنند ؟ اگر چندی پیش این سوال را از سیاره شناسان می پرسیدید جوابتان منفی بود ولی حالا با یافته ای که جدیدا به دست آمد می توان گفت که این امر امکان پذیر است. در مطالعات آزمايشگاهي كه اخیرا انجام شد و حدود دو سال به طول انجامید، محققان در یافتند كه برخي از ميكروارگانيسم‌ها وجود دارند كه با برخورداري از قابليتي همچون تطابق خود با محيط هاي بسيار سرد، نه تنها در محيط هاي نامطلوب به حيات خود ادامه مي‌دهند، بلكه حتي در دمای 30 درجه فارنهايت هم می توانند تكثير شوند. اين ميكروب‌ها هم چنين از مكانيسم دفاعي جالبی برخوردارند كه از آنها در برابر دماي بسيار سرد محافظت مي‌كنند. این نوع از موجودات زنده می توانند در شرایط سیاره مریخ نظیر فشار و آب بسیار کم دوام بیاورند و حتی رشد کنند. این دو نوع میکرو ارگانیسم تازه کشف شده که با نامهای " هالوفیل " و " متانوژن " شناخته می شوند هر کدام شرایط رشد مخصوص به خود را دارند. هالوفیل ها در دمای 30 درجه فارنهایت هم قابلیت رشد کردن دارند و حتی می توانند در زیر سطح مریخ با وجود آب شور زندگی کنند. متانوژن ها در دمای 28 درجه فارنهایت نیز زندگی می کنند و خصوصیت بارزشان تکثیر شدن در محیط بدون اکسیژن است.این نوع می تواند متان نیز تولید کند. دانشمندان پس از بررسی انواع زیادی از میکروارگانیسم ها در شرایط سخت آزمایشگاهی توانستند این دو نوع موجود تک سلولی را بیابند که هر دو از انواع آزمایش ها سر بلند بیرون آمده بودند. با مطالعات بیشتری که انجام شد محققان دریافتند که این دو نوع میکروب نه تنها می توانند بر روی مریخ زندگی کنند بلکه قابلیت رشد در سایر سیارات مریخ مانند را نیز دارند. در کهکشان راه شیری اغلب ستاره ها از خورشید ما سردتر هستند و به طبع نواحی اطرافشان دارای دمای کم است. بنابراین سیاراتی که در این منظومه ها شکل می گیرند دنیاهائی سرد و خاموش هستند. با کشف این دو نوع میکروب دانشمندان امیدوارند که بتوانند میکروارگانیسم های دیگری را با خصوصیات متفاوت در این نوع سیارات بیابند. تا به حال اخترشناسان توانسته اند 200 ستاره خورشید مانند را که احتمال حیات در سیاره های اطراف آنها بیشتر از سایر سیاره ها است کشف کنند.

- راستی می خواستم به اطلاع عزیزان گرامی برسانم دانشمندان ما هم موفق به یک میکروب بسیار هولناک شدند به نام احمدی گول گولاب .به گفته دانشمندان ایرانی تاکنون موفق نشده اند پادزهری برای این میکروب خطرناک که به روزهای ملی،جشنهای ایران،جمعیت،روشنفکران، مطبوعات،و...حمله کرده و به طور وحشیانه ای آنهارا یا نابود یا از زندگی پشیمان می کند،در حال حاضر هم با میکروبهای بقعه ای ، خرافات و پوچ گرایی،بدبختی،فحشا،فقرو..میانه بسیار گرمی دارد.

 

در صورت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایت UniverseToday.com    مراجعه کنید.

منبع : سایت آسمان پارس

 

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

بدون هیچ توضیحی این مطلب که درباره تعطیلات چند روزه بعد از ماه رمضان به دستور جاهلانه احمدی نژاد اجرا شد و مشکلات عدیده ای برای مردم بوجود آورد که کم و بیش همه در جریان این گرفتاریها می باشند از آقای نبوی براتون می گذارم.

آگاهان پس از چندین هفته بحث و تبادل نظر دلایل زیر را برای تعطیلی های اخیر پیدا کردند:

اول: با توجه به اینکه مردم ایران حدودا در طول سال بیش از صد روز تعطیل رسمی دارند و در روزهای کاری هم حوصله رفتن سرکار ندارند و وقتی هم سرکار می روند، حوصله کار کردن ندارند و خسته می شوند و به همین دلیل دائما به هم می گویند خسته نباشید، برای اینکه مردم اوقات فراغت بیشتری داشته باشند و در این اوقات به فکر فراهم کردن امکان گذران اوقات فراغت بیفتند، لذا تعطیلات مذکور اعلام شد.

دوم: بطور طبیعی اگر فکر کنیم، می بینیم که بیش از شصت درصد کل درآمد کشور، اعم از درآمد نفتی و غیره در حالتی صورت می گیرد که اگر همه مردم هم در حال خواب باشند، این درآمدها به دست می آید، بنابراین هیچ فرقی نمی کند که ملت سرکار بروند یا نه، ضمن اینکه همین درآمد صرف کارکنانی می شود که رفتن شان به سرکار باعث افزایش هزینه های کشور می شود، چون همین درآمد نفتی و درآمدهای مشابه برای کارکنانی مصرف می شود که در عمل تولید ثروت نمی کند، اما تولید هزینه می کنند. بنابراین هرچه تعطیلی بیشتر باشد، تولید و درآمد کشور بیشتر می شود، پس تعطیل کشور عملا از نظر اقتصادی به سود کشور است.

سوم: تنها مشکلی که در کشور ما در روزهای تعطیل بوجود می آید این است که مردم حوصله شان سر می رود و نمی دانند که باید چالوس بروند یا جاجرود یا رودهن یا مهمانی یا یک جای دیگر؟ و اگر این مشکل را هم بتوان حل کرد، دیگر مساله خاصی وجود ندارد.

چهارم: یکی از اشتباهات دولت ایران و کسانی که تقویم چاپ می کنند این است که از یک سال قبل به مردم اعلام می کنند که چه روزهایی تعطیل است و همین مردم را گیج می کند، چون مجبور می شوند فکری به حال این روزها کنند و برای گذراندن اوقات فراغت در آن روزها برنامه بریزند و تعطیلات شان کوفت شان بشود. در حالی که اگر یک دفعه روز شنبه اعلام کنیم که پس فردا تعطیل است، مردم می فهمند چه کنند و دیگر مشکل گذران اوقات فراغت را هم ندارند. به همین دلیل پیشنهاد می کنم روزهای هفته را هم به صورت چرخشی تعطیل کنند، مثلا یک هفته پنجشنبه و جمعه تعطیل باشد و هفته بعد دوشنبه و سه شنبه و یک دفعه ده روز را تعطیل نکنند و بعد چهار روز را پشت سرهم تعطیل کنند که حال بدهد.

برداشت :سایت آقای نبوی

 

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

-

 درود به امی همزبانان عزیز و با صفا!!!

بگفتم ایته گپ و مطلب جالبَ از گیله وا ماه نامه جه شی می رِ بنم تا ایپچه شی می چولان گولاز تَ وَدِ....امید دارمَ کی خوش بَ یه شم ره..خیم از به بعد کلمات گیلکی با معنی فارسی شی مه ره بیشتر ایه بنم ..مره یاری بوکنید..تا منم بتانم اَ کارَ گسترش بدم.!!!

قبل از همه ، از گیله وا و آقای جکتاجی عزیز تشکر کونم و آرزوی سربلندی برایه گیله وا و آقای جکتاجی درم

اَ نوشته از  امی همشهریِ خوش ذوق مسعود پورهادی ایسه.

 

بادرنگان بو

 اصلن اوتو نوبوکی می یاد مئن دو بو.جول  کول سورخی دوخوشته، دوماغ نره تِغه اوساده نی نی سوسو سوتا بوسته.

موجا هیچی نشاستی فامستن،رنگ بنابو، ای دس شرابینه او وقتان مانستان سیا ،مقراض بزه نه اوشلان گیسو،فوبو شانه سر تا کمر کیلی چالکا میانی .

"خیلی پیرا بوم"

پیری فکرا نو کوده بوم،هن واستی نتانستم بگم:" نه فرقی نوکودی،هتویی کی بی!"

نوبو خودشم دنستی ،خو رَ به نانسته بوزویی، یا کی خاستی گت مردی جا دنکفه ،ایپچی دیگه بیشتاوه.مبل جا ویریشت ،دو سه قدم اوتا قا سرا جور سراجیر بوشو ،یخچال پالو بئسا،یخچال درا واکود ،ایتا شیشه آبا دس دوکود بیرون بآرد،آبا هتو شیشه ارا سرا کشه.

" چوتو بو بو تی فیل امی هندوستان بو کود؟".." ترا کی بو گوفتم ، چرا اَ مون درم"

رآس گه،اَ چن ما میانی دال به دال تلفن کودی،اولی بارکی گوشی اوسادم بنا کوده مرا سر به سر نهن،نفامستم کیه ،هرچی یم واورسم" شی می نام " نگوفت تا کی شروع بو کود به خاندن : " امشب هوا دیل پوره/خورشید ابر جیر خابه" هتو تا اَبندا بخاند می ناف دکفت.بفامستم تویی،ایچی چنگ ناودا می سینه خاله.اَ سالان نو کو بسته نکان ایوارکی بیگیفتی می گولی چالا .هندم هوندم بومی بغض ها هار بترکه ،توند گوشیه بنم. می سر بوبو  بو ایتا کو هنقدر،می گوش تاف تاف کودی،ایپچه نوبوسته بازم زنگ بزیی ای بار ،دوبار،سه بار،اونسادم،نانم ده بار ،بلکی ویشتر ،نه دس فاکش نیبی،اوسادم..." چره گوشی بنایی،می جا دیلخوری؟"..." نه ...می شماره کی جا فیگیفتی" خنده ارا بوگوفت :" جویبنده یابنده یه"  بوگوفت: " من و تی آشنایی گوشت و ناخون- گوشت و ناخون سیوایی کی بنا مو"

بوگوفتم :" خیلی زماته تی جا وا خبر نییم"  بو گوفت:" اَ سالان همیشک می امره بی"

پنجره وازبو،باد باد رنگان بو دس به دس بردی.هتو شب دور شر تا سوکوله ن کوکوره کو راه سر. همساده خانه جا خیاطی چرخ سر صدا آمویی.خانه ن چراغان،سوسو زییدی.

" اَ چن سال م کی ده ته ره نا بینیویشتم نه تلفن بو کودم، خاستیم تی جا بکانم،می مره ورخه بنام کی بورسینم...دینی کی نتانستیم"

بوگوفته ،بوگوفت،گوشادام همه شب ،گا گلف ای شب در میان. اَ چن مایا مراعات بدا مغرب محل بایم بخانه،تلفنا بنم می ور،ای پاکت پابلوسم میز سر ،بعد بئسم رافا تا تلفن زنگ بزنه،اول جه اَیا جه اویا  واورسه یی،بعد بوروز بدایی کی نامیل نیی بایی،ایپچه اولان ترس دشتی،بعد کی تی ترسام فوبو،ده کنکن ناشتی بایی،تا کی بو گوفتی پس فردا شب ساعت ده فرودگاه ایسایی.

تلفن بوکودی: "کویا ایسایی؟"  نوگوفتم ناموم،بو گوفتم خب شلوغ بو،بو گوفت:"الان تانم ترا بیدینم" بوگفوتم: "بئس اول خانواده خب سرابو ترا بیدینید،اوشان واجب تریدی"  بوگوفتی :" ایتا شب خایم بایم تی پالو بئسم ،کی صب زو د ویریزیم بیشیم کولک چال"

شکنس صدا بامو،آب شیشه تی دس جا تاشا خورد بکفت کاشی سر ،آب جام واجابو ،هر ایتا پرکالهای طرف بوشو ،بوگوفتم:"جونبور نوخور،هویا کی ایسایی بئس"  ته ره ننایی خنده خنده ارا تی پایا بنایی شیشه خورده ن سر بامویی،تی پوشت سر دو سه جا تی پاخون کاشی نا لک تاوادا ،تی دسا بیگیفتم می کشه دکفتی،مبل سر بینیشانم،تی جورابا بکندم. حوله یا گرم اب بزم باردم، تی پا تانا بوشوردم،ایتا ایتا زخمانا چسب بزم ،هوتو کی شورداندو بوم ایتا داستان مرا بیاد بامو .ترا نوگوفتم.

" ایتا نقاش داستان کی ایتا کورکی یا سالان سال خاستی، کورکی کوکن بند ایسابو.نقاش م همش کورکی نقشا زیی ،چوم ،ابرو،قد ،قامت، وقتی کی به پا فارسه ای ،پایا نا نتانستی بکشه،ایوارم کی کشهیی ، چن تا گول غونچه فو کودی پا جیر کی پایا نا واپوشانه، یا کی سورخ ملافه ن جیر اوشانا جیگا دایی، تا کی ای روز به کورکی ایه،شبا نقاش پالو روزا کونه،صب دم کی نقاش ویرسه کورکی پایا کی ملافه جا بیرون با مو بو دینه ،دینه اویچی یا کی ان همه سال ارا اورا بیشناوسته بو، کیتابان مئن بخانده بو "

افتاب کوه  توکالی ،ورف چا بیرون امون دوبو،توپیش دیبی من تی دونبال سر. "او تازه تنایی مه ره خیلی مراغ بو ،نا کی دوست و رفق ناشتیم ،داشتیم، ولی هیکی ارا جورا بوستن نتانستیم، ترام کی هر چی پیغام پسغام داییم شاملو حرفانا مرا تحویل دایی : می چراغ ایا سوجه"

بو گوفتم :" من اویا بئس کس نیئم ،غریب جاوئسایم،موران زنم"  بوگوفت "اولان خیلی سخت بو "  گب سرا کودم.

"بعد ان همه سال ایا واستی ته ره خیلی تازگی بداره" 

"داره ولی بادرنگان بو هو بویه" 

 "خب چی گی؟"       

" نانم کو  ابرا با بوشانم.ایتا شک دره می جان،خیلی زماته می امره گردانم "

هو تو رادبو ایتا چوله سیگار و گیرانه یی، چن تا پوک بزیی.

" چره زن نبردی؟"

نوگفتم ترا کی عشق دس فانرس ارا خوش ترم ، هو توکی تی جا وانورسم تی رفاق ارا هنده ایسایی.

تلفن بوکودی فردا صب شوندری.

پنجره جا کوه نمایان بو ، او لچه لچه یان ، حله حله ورف نهه بو .

 

- شمه ره خوش به مو،مره پیغام بنید!!شی می قوربان

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 


درود بر ایرانی یان و گیلانی یان خودم !! این هم بخش دوم فرمانروایان صحرا ..

 

- جزیره خشک و بی آب گیاه عرب ، با ان هوای گرم و سوزانی که همه جا در جاهای کوهستانی آن هست البته برای زیست مردم جایی مناسب نبود. ازاین رو بود که از دیر باز تمدن و فرهنگ در آنجا جلوه یی نکرده بود و گذشته از پاره ای نقاط که ، از آب و گیاه بهره داشت یا جاهایی که بر سر راه تجارت واقع بود در سراسر این بیابان فراخ زندگی شهر نشینی هیچ جا رونق نیافته بود. گذشته از نواحی کوهستان جنوب، که از یمن تا عمان امتداد داشت ، در کناره های بادیه ، مجاور شام و بین النهرین نیز از قدیم شهر هایی کوچک می بود که اعراب در ان سکونت داشتند.شهرهایی مانند مکه و یثرب و طائف نیز جنبه بازرگانی داشت و برسر را تجارت بود. باقی این سرزمین پهناور جزء ریگهای تفته و بیابانهای پهن و خشک چیزی نداشت.اگر هم چشمه ای از خاک می جوشید و سبزه ای پدید می آمد عرب بیابان نشین با شترهاو چادرهای خویش همانجا فرود می آمد.زندگی این خاننه بدوشان بیابان گرد البته به قارت و چپاول بسته بود و در سرتاسر صحرا ،قانونی جزء زور و شمشیر نبود. عربان که از دیر باز در چنین سرزمینی میزیستند ناچار مردمی وحشی گونه و حریص و مادی بودند( توجه به حال که اگر نفت را از آنها بگیرند چه چیزی بر روزشان می آید)جزء آزمندی و سود پرستی هیچ چیز دز خاطر آنها نمی گنجید هرگز از آنچه مادی و محسوس است پا فراتر نمی گذاشتند و جزء به آنچه شهوات پست انسان را راضی می کند نمی اندیشیدند. از افکار اخلاقی انها ، بدان می نازیدند مروت بود و ان نیز جزء خودبینی و کینه جویی نداشتنه شجاعت و آزادگی که در داستانها به انها نسبت داده اند همان غارتگری و انتقام جویی بکار می رفت تنها و تنها زن  ، شراب ، جنگ بود که در زندگی بدان دل می بستند_(شما حالا می توانید در رابطه با خیلی از مسائلی که اکنون در کشور ما رخ می دهد یا به زور به ما تحمیل می کنند خودتان قضاوت کنید،مثل شراب ،درجه 2 بودن زنها این نعمت خدادادی، جنگ ستیزی ،و....)  از اینها که می گذشت دیگر  هیچ توجه ای و عنایتی به عالم معنوی نمی داشتند . آداب و و رسوم زندگی شهری را ،بهیچ وجه نمی توانستند بپذیرند .در غارتها و چپاولها یی که احیاناً بر شهرهای مجاور می کردند همه جا با خود ویرانی و فساد می بردند .از وحشی خویی و درنده طلبی چه بسا بقول ابن خلدون سنگی را از بن عمارت بر می کندند تا زیرش دیگ بگذارند یا آنکه تیر سقف را بیرون می کشیدند تا زیر ..نصب کنند.

 

منتظر نظرات تون هستم !!

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

درود بر گلهای این مرز و بوم !!

 

- یک قسمت دیگر از این مطلب برای تان میذارم امیدوارم لذت ببریدو احساسات تون کمی غلغلک بشه!!!

 

        ((لیلی ، تشنه تر شد))

 

لیلی گفت :امانتی ات زیادی داغ است .زیادی تند است.

خاکستر لیلی هم دارد می سوزد ،امانتی ات را پس می گیری ؟

خدا گفت :خاکسترت را دوست دارم ،خاکسترت را پس می گیرم.

لیلی گفت : کاش مادر می شدم ،مجنون بچه اش را بغل می کرد.

خدا گفت : مادری بهانه عشق است ، بهانه سوختن؛

 تو بی بهانه عاشقی ،تو بی بهانه می سوزی.

لیلی گفت: دلم زندگی می خواهد ، ساده ،بی تاب، بی تب.

خدا گفت: اما من تب و تابم،بی من می میری....

لیلی گفت : پایان قصه ام زیادی غم انگیز است ،مرگ من،مرگ مجنون،

پایان قصه ام را عوض می کنی ؟

خدا گفت : پایان قصه ات اشک است.اشک دریاست؛

در یا تشنگی است ومن تشنگی ام ،تشنگی و آب . پایانی از این قشنگتر بلدی؟

لیلی گریه کرد .

لیلی تشنه تر شد.

خدا خندید.

 

"شاد باشید و شاد بودن را به دیگران هم بیاموزید"

 

 

 

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 روز

   کوروش بزرگ 

  مبارک

برهمه ایرانیان و پارسی زبانان..

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

روزی خواهم آمد،و پیامی خواهم آورد.

در رگ ها ،نور خواهم ریخت

پو صدا خواهم در داد : ای سبد هاتان پر خواب ! سیب آوردم،سیب سرخ خورشید.

خواهم آمد،گل یاسی به گدا خواهم داد.

زن زیبای جذامی را،گوشواری دیگر خواهم بخشید

کور را خواهم گفتم: چه تماشا دارد باغ!

دوره گر دی خواهم شد،کوچه ها را خواهم گشت،جار خواهم زد:آی شبنم ،شبنم ،شبنم.

رهگذرای خواهد گفت: راستی را ،شب تاریکی است ،

کهکشانی خواهم دادش.

روی پل دخترکی بی پاست ،دب اکبر را برگردن او خواهم آویخت

هر چه دشنام ، از لب ها خواهم برچید .

هرچه دیوار ،از جا خواهم برکند

رهزنان را خواهم گفت :کاروانی آمد بارش لبخند

ابر را، پاره خواهم کرد

من گره خواهم زد،چشمان را با خورشید ،دلها را با عشق ،سایه ها را با آب،شاخه ها را با باد.

وبهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجرها

بادبادک ها،به هوا خواهم برد

گلدان ها ،آب خواهم داد

خواهم آمد،پیش اسبان ،گاوان ،علف سبز نوازش خواهم ریخت

مادیانی تشنه ،سطل شبنم را خواهم آورد

خر فرتوتی در راه،من مگس هایش را خواهم زد

خواهم آمد سر هر دیواری ،میخکی خواهم کاشت

پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند

مار را خواهم گفت :چه شکوهی دارد غوک!

آشتی خواهم داد

راه خواهم رفت

نور خواهم خورد

دوست خواهم شد

سهراب سپهری

 

ایرانیان بدانید که این گربه خفته در حال خاموش شدن ابدی ست

به پا خیزید تا جای تاسف و پشیمانی نماند، خاموشی بس است " ابر ها را پاره کنید"

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

این مطلب لازم دونستم که در وبلاگ بزارم تا اطلاعات تون درباره اینکه در کشور های اروپایی و.. لیزینگ یا ماشینهای قسطی به چه شکل هست و فرق بسیار اون با لیزینگ ایران چیه قضاوت پای خودتون.....

 

لیزینگ یا فاینانسینگ

 

- ما ایرانی ها در استفاده نابجا از کلمات خارجی ید طولایی داریم. اخیرا کلمه لیزینگ را در تبلیغات مختلففروش ماشین میتوان دید و معلوم نیست که چگونه این کلمه نامانوس به یکباره وارد زبان فارسی شده آن هم به یرز غلط.« لیزینگ» یا به قول آمریکاییها «لیسینگ» (Leasing ) یعنی اجاره یک اتومبیل یا خانه با نرخ مشخص،بازمان مشخص و با حق انتخاب خرید به قیمت مشخص در پایان دوره Lease. به طور مثال شما می توانید یک ناشین مرسدس بنز را برای سه سال با شرایط استفاده کمتر از چند کیلومتر مشخص مثلا سالی 15 هزار کیلومتر اجاره کرده و با یک پیش پرداخت جزئی قرارداد را آغاز کنید و در پایان قرارداد میتوانید همان ماشین را در صورت تمایل به قیمتی از قبل تعیین شده خریداری کنید . مثلا ممکن است قرارداد به این شکل باشد که شما یک بنز 80 هزار دلاری برای 4 سال لیس نمایید واجاره کنید که با آن سالی حداکثر 15 هزار کیلومتر راننگی کرده و در پایان دوره حق انتخاب داشته باشیدکه در صورت تمایل همان ماشین را به قیمت 35 هزار دلار خریداری نماییدیا اینکه آن شرکت فروشنده در شرایط سالم پس بدهید.آنچه که در ایران به نام لیزینگ مشهور شده در واقع Financing می باشد یعنی همان خرید اقساطی خودمان که چیز جدیدی نیست ولی چون در گذشته هیچگاه اتومبیل به طور قسطی فروخته نمشد ویا با ترفند جدید فروش قسطی اتومبیل ها آغاز شد!!!!

حال آگر بخواهیم لکسس LS430   را که حدود 60هزار یورو است برای 4 سال لیس نماییم و برای کم شدن اجاره مبلغ 5 هزار یورو نیز پیش پرداخت بدهیم ،قیمت فروش بعد از پایان دوره از قبل 35 هزار یورو تعیین شده باشد و نرخ بهره 20 درصد باشد مبلغ پرداختی ماهانه به رح نمودار ارائه شده خواهد بود :

 

1166 یورو=2400/20 * (35000*55000)+{48/35000-(5000-60000)}=مبلغ ماهانه

 

بنابراین شما میتوانید این ماشین را با پرداخت 5هزار یورو پیش قسط و پرداخت ماهیانه 1116 یورو لیس نماییدو بعد از 48 ماهماشین را به کمپانی یا شرکت مربوطه پس بدهید .حال ممکن است این سئوال پیش بیاید که این کار چه مزایایی دارد؟!

1.       ماشین را باپیشقسط کمسوار خواهید شد.

2.       غصه روز فروش ومشکلات آن را نخواهید داشت.

3.    برای کشورهایی که هزینه ماشین قابل کسر از درآمدهای شرکت به ازای اومور مالیاتی است محاسبه لیس آسانتر از محاسبه خرید ماشین است.

4.    برای کشورهایی که برای خرید ماشین باید مالیات خرید بدهید در صورت لیس کردن هرماه فقط مالیات کمی می پردازیدو در نهایت نیز بابت قیمت باقیمانده ماشین که مثلا در لکسس 35 هزار یوزو بود مالیات نمیدهید.

فرمول صحیح لیسینگ برای آنکه فقط اینجا باشه و شماها بدونین وگرنه اونهایی که باید توجه کنن خودشون بهتر از همه میدونن...

2400/نرخ بهره روز* (قیمت فروش بعداز پایان دوره+ بالانس بدهی در شروع)+مدت زمان باز پرداخت به ماه/(قیمت فروش بعداز پایان دوره-بالانس بدهی در شروع)=مبلغ اجاره ماهیانه

 

حال با توضیحات بالا میتوان گفت که مسئولین شرکتها و کارخانه های تولید اتومبیل در ایران در فکر مردم هستند که باشرایط عوام فریب فقطوفقط سعی در فریبکاری و کلاه گذاشتن سر مردم را دارندالبته فقر اطلاعاتی در مردم ما به کمک انها آمده!!!!!!

با تشکر فراوان از مهندس فرهاد کاشانی دوست ارجمند

 

منتظر انتقادو یا پیشنهادات  تون هستم....

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

 

لطفا کمی بیشتر در مورد اینکه دمکراسی چیست تعمق کرده و ببینید در جامعه ما آیا اجرا می شود یانه؟!!!!


- برداشت دموکراتيک از دموکراسي دامنه ليبرال دموکراسي را گسترش داده، بر آن است که تامين آزادي سياسي مستلزم آن است که شهروندان در بهره برداري از امکانات اقتصادي و آزادي هاي سياسي از فرصت هاي برابر بهره مند باشند. لذا، براي دولت اين حق را قائل است که آزادي اقتصادي، از جمله حق مالکيت خصوصي و توزيع درآمد را تنظيم کند. البته، تا آنجا که اين دخالت، ارکان ليبرال دموکراسي، يعني آزادي هاي فردي، اقتصادي و سياسي را متزلزل نکند. اين برداشت طيف وسيعي را در بر ميگيرد. جناح ليبرال دموکرات بر آزادي هاي فردي و اقتصادي تاکيد ميکند و خواهان حداقل دخالت دولت ميباشد. در مقابل، جناح سوسيال دموکرات به تامين فرصت هاي برابر اهميت بيشتري ميدهد و دست دولت را در تنظيم امور اقتصادي بازتر ميگذارد. جناح ميانه، سوسيال ليبرال دموکرات، تلاش ميکند تا بين دو سوي اين معادله تعادلي مطلوب فراهم آورد. در واقع، تعيين سطح مطلوب دخالت دولت در آزادي اقتصادي تا حدودي به ساختارهاي اقتصادي و سياسي جامعه و تجربه تاريخي آن بستگي دارد. براي مثال، جامعه ايران همواره از ديکتاتوري رنج برده، ساختار اقتصادي آن متکي بر سرمايه داري دولتي است و طبقه حاکمه با استفاده از باورهاي مذهبي و مناسبات اجتماعي پيشا صنعتي سلطه ايدئولوژيک، اقتصادي و سياسي خود را بر جامعه تحميل ميکند. در چنين جامعه اي اصلاحات اجتماعي مستلزم عقب راندن مرزهاي دخالت دولت، تامين آزادي هاي فردي و تامين آزادي هاي سياسي و اقتصادي ميباشد. در اين چارچوب، تامين فرصت هاي برابر در بهره برداري از امکانات اقتصادي، عمدتا از طريق توليد اشتغال، تامين دسترسي به آموزش، بهداشت و بيمه اجتماعي انجام ميگيرد.

از سوي ديگر، مکتب مارکسيسم آزادي هاي سياسي و اقتصادي را در چارچوب ستيز طبقاتي بررسي کرده و آنها را ابزاري براي تامين منافع طبقاتي ميداند. اين نظريه در وجه لنينيستي آن، ديکتاتوري پرولتاريا، تا آنجا پيش ميرود که هم آزادي سياسي و هم آزادي اقتصادي را حذف و نقض و انحصار کامل آنها توسط دولت را نهادينه ميکند.

1. شاخص هاي دموکراسي

ارزيابي تجربي رابطه بين دموکراسي و توسعه اقتصادي مستلزم داشتن شاخص هايي است که توسط آنها بتوان رابطه بين اين دو پديده را به لحاظ کمي مطالعه کرد. شاخص هاي سنجش دموکراسي عمدتا بر دو نوعند:

· مقطعي يا ناپيوسته، مانند شاخص تغيير رژيم گاسيوروسکي يا شاخص دموکراسي پرژورسکي

· شاخص هاي پيوسته مانند شاخص نهادهاي دموکراسي گور، شاخص حقوق سياسي و آزادي هاي مدني گاستيل و شاخص ليبرال دموکراسي بولن.

بررسي هاي کمي و اقتصاد سنجي دموکراسي مستلزم کاربرد نوع دوم اين شاخص ها است که مشخصات عمده آنها به قرار زير است:

· شاخص ليبرال دموکراسي بولن: در برداشت بولن ليبرال دموکراسي داراي دو بعد اصلي است: 1- آزادي سياسي؛ 2- حاکميت مردم.

بعد اول توسط ميزان آزادي مطبوعات و آزادي اجتماعات و احزاب سنجيده ميشود.

بعد دوم بر مبناي منصفانه بودن انتخابات، به ويژه انتخابات پست ها و ارگان هاي اجرايي و قانونگذاري ارزيابي ميگردد.

 شاخص هاي اپوزيسيون سياسي بانک، حقوق سياسي گاستيل و شاخص کارايي ارگان هاي قانون گذاري بانک، متغيرهايي ميباشند که بر مبناي آنها شاخص بولن محاسبه ميشود. ارزش شاخص ليبرال دموکراسي بولن بين 0 و 100 ميباشد که 100 مبين ليبرال دموکراسي کامل است. شاخص بولن براي 102 کشور و براي سه سال 1960، 1965 و 1980 موجود است.

· شاخص دموکراسي نهادينه گور: شاخص دموکراسي نهادينه گور شاخصي است مرکب که از سه عنصر تشکيل ميشود: 1- مشارکت در قدرت سياسي از طريق رقابت؛ 2- تضمين باز بودن و شفافي گزينش پست هاي اجرايي؛ 3- وجود نهادهاي اجتماعي موثر براي کنترل و نظارت براعمال قدرت اجرايي دولت. شاخص گور بين 0 تا 10 تغيير ميکند که 10 مبين دموکراسي کامل ميباشد. پوشش زماني شاخص گور از سال 1800 (براي 22 کشور) آغاز ميشود و در حال حاضر براي متجاوز از 150 کشور موجود است.

· شاخص حقوق سياسي گاستيل: شاخص حقوق سياسي گاستيل ميزان مشارکت در قدرت سياسي و دموکراتيک بودن روش هاي موجود براي مشارکت در قدرت سياسي را ميسنجد. اين شاخص کشور ها را بر اساس سطح حقوق سياسي بين 1 تا 7 رتبه بندي ميکند که 1 مبين وجود بيشترين سطح حقوق سياسي است.

· شاخص آزادي مدني: اين شاخص کشور ها را بر اساس سطح آزادي هاي مدني بين 1 تا 7 رتبه بندي ميکند که 1 مبين وجود بيشترين سطح آزادي مدني ميباشد. تاکيد شاخص آزادي مدني بر ميزان آزادي بيان، اجتماعات، احزاب، اتحاديه ها، آزادي مطبوعات، آزادي مذهب، استقلال دستگاه قضايي و آزادي اقتصادي ميباشد. هر يک از چهار شاخص فوق داراي کاستي ها و برتري هاي معيني ميباشند. شاخص بولن به لحاظ تئوريک از ساير شاخص ها منسجم تر است اما پوشش زماني و کشوري آن بسيار محدود ميباشد. پوشش زماني و کشوري شاخص گور بسيار گسترده است اما مقاطعي که ساختار سياسي کشورها در آن متحول شده است را در بر نميگيرد. اين امر کاربرد شاخص گور را بسيار محدود ميکند. شاخص هاي حقوق سياسي و آزادي مدني 201 کشور را در بر ميگيرند اما پوشش زماني آن ها محدود ميباشد و وقايع قبل از سال 1972 را در بر نميگيرند. بعلاوه، اين شاخص ها هر يک تنها يک جنبه از دموکراسي را مي پوشانند. عليرغم اين کاستي ها با استفاده مناسب ازاين شاخص ها ميتوان ميزان دموکراسي را سنجيده و رابطه بين دموکراسي، توسعه اقتصادي و عوامل تعيين کننده آنرا مورد بررسي تجربي قرارداد.

 

امیدوارم توانسته باشم اطلاعات مفیدی رو به شما ارائه کرده باشم و شمارو با آزادی بیشتر آشنا کنم که در این روزها واقعا قیمتش خیلی بالا ست!!

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم.

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت   توسط حامد   | 

مطالب قدیمی‌تر