تبليغاتX
حامد گیلان
اجتماعی،فرهنگی،علمی،سیاسی و...

 

گیلانیان و ایرانیان بخوانند!!!

- همچو در سالهای نه چندان دور که صنایع دیگر را در گیلان به نابودی کشاندند، و مردم گیلان هم بدون آنکه واکنشی نشان دهند به مانند دیگر مسائل صنعت چای هم  روزبه روز در حال از بین رفتن است و مردم به خیال خود هر چای که رنگ بیشتری داشته باشد با تلخی بالا می شود چای مرغوب ....امان از دست فقر اطلاعاتی!!

روزی تولد کنف در گیلان رونق اقتصادی  فوق العاده ای داشت که دیگر امروز حتی اسمش برای ما آشنا نیست،بعد از کنف، نوبت به توتون رسید و بعد از آن نوغان یا ابریشم که به علت بی تدبیری و بی توجهی،محصولات آن نیز کمکم به بوته فراموشی سپرده شدند که نه دیر زمانی در اروپا برای بدست آوردنش بلوا بود ودیگر کسی آن جنب وجوش اقتصادی یاد شده را حتی  به خاطر نمی آورد انگار نه انگار که اینها ثروت ملی بودند. بعد از آن چای که چای یک محصول استراتژیک بوده جزءچای های خوب دنیا محسوب می شد و روز و روزگاری چای وارداتی که به دلیل کمبود تولید داخل وارد می شد بدون اختلاط با چای داخلی قبل شرب نبود و متاسفانه به دلیل بی توجهی و ابتکار عمل تعدادی سودجو که سابقه آن از سالهای 72-73 شروع شده و با اغفال متولیان  امر همزمان که می بایست با برنامه ریزی دقیق میزان مصرف را به میزان تولید سالانه سنجیده و مابه تفاوت کسری تولید را با برنامه و قانونمند وبا رعایت کلیه آزمایشات وارد کرده و پس از اختلاط در سبد خانوار قرار دهند و همین امر حتی در زمان جنگ نیز رعایت شده و مشکلی آنچنانی وجود نداشت، متاسفانه سودهای سرشار واردات ،یفرهای خارجی و پورسانتهایو... طمع را آنقدر زیاد کرد که دیگر قاعده یی برای اختلاط قائل نشدندبلکه آرام آرام ذائقه ایرانی ها را به چای خارجی عادت داده و چای خارجی خالص را در بسته های مختلف به نام سازمان چای که انحصار کامل چای را به عهده داشت در سر تاسر نقاط کشور در سبد خانواده قرار دادند و ذائقه ها عادت پیدا کرد به آن چای های خارجی که متاسفانه هیچ شناسنامه ای نیز از لحاظ کیفی و کمی و آزمایشات وغیره برای آن چای ترسیم نشده و کشاورزان ساده دل و سخت کوش در باغات و تولید کنندگان در کارخانجات بدون هیچ اختیار و اطلاعی مشغول تولید بوده بدون اینکه بدانند ما حصل زحمات آنان آرام آرام در انبارها تلنبار شده و کسی نگفت این بخش و در کل یک تولید ملی را اینچنین بی محابا در خطر نیندازند اما در سال 78 به ناچاردولت مجبور شد به خاطر نجات از بن بست ایجاد شده برای چای طرح اصلاح ساختار را در بند 8 و یک تبصره آورده و سال 79 باز کشاورزان و کارخانه داران با باور اینکه دولت به وعده هایش عمل خواهد کرد بدون هیچ گونه مسا عدتی تولید را آغاز کرده و کشاورزان و کارخانه داران دست در دست هم داده در کوتاه ترین مدت به حدود 40 الی 45 درصد کیفیت دست پیدا کردند. اما کسانی که سالیان سال با برنامه ریزی چای خوب ایرانی را خانه نشین کرده بودندبه تکاپو افتادند و شروع به سنگ اندازی کردند انگار چه مصیبتی وارد شده و متاسفانه هرچه فریاد زدیم طرح و برنامه دادیم برای مسئولین توضیح دادیم اما انگار گوش شنوایی وجود نداشت تا اینکه با شعار واردات ممنوعه زمینه واردات چای خارجی را آنچنان مهیا کردند که در طول سالهای 79 تا 84 بیش از 500 هزار تن چای خارجی حتی دربسته های بدون نام و نشان در این کشور وارد شد و در سبد خانوار قرار گرفته که حتی تمام وزارتخانه ها نیز به رغم شعار حمایت از چای ایرانی چای خارجی مصرف می کردند. البته ای ن جای تعجب ندارد 28 سال هر چه گفتند یا شعار بوده یا دروغ مسلم است که آخر کار چه میشود به مانند چندی پیش که وزیر جهاد کشاورزی برای خود شیرینی فرمایش فرمودند" من آب رانی را نمی خورم ،این محصول خارجی است،ما باید از محصولات خارجی در مراسم و خانه مان استفاده کنیم" این است داستان این حکومت ...

وقتی به آمارواقعی تولید چای توجه کنیم  می بینیم تولید متوسط چای داخلی در کشور حدود 30هزار تن و مصرف ما بیش از 100 هزار نت و جالب اینکه واردات چای از سال 79 ممنوع بوده و این همه چای در انبارها تلنبار شده است.بدین ترتیب ماجرا گذشت و از سال 79 چای بی پناه دست به دست گشت. از سازمان چای به بخش خصوصی و از بخش خصوصی به شرکت دولتی بهمن گستر از وزارت بازرگانی دولت و در سال 83 رها به امان خدا تا سال 84 که دست کار به وزارت جهد کشاورزی و سازمان تعاون روستایی سپرده شد و در این سالها چای ایرانی بیشتر از استکانها فاصله می گرفت ،انگار با انبار خو گرفته و هر سال دریغ از پارسال. در سال 85 که سازمان تعاون روستایی قیمت تمام شده یک کیلو چای را در حدود 15 هزار ریال اعلام کرد متاسفانه هر کیلو چای 3 هزار ریال در اختیار تعدادی بازاری نما که در هیچ شرایطی چه قبل از انقلاب و چه بعدش و چه در سیستم دولتی و چه در خصوصی هیچ گونه ضرر نکردندقرار داده و آشفته بازاری برای چای داخلی چه در داخل کشور و چه در خارج کشور درست کردند که فقط انسان باید بنشیند و حال کشاورز ،کارخانه دار و تولید کننده به گرید و به گرید و زار بزند.......  

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت   توسط حامد   | 

با سلام به همه دوستان و کسانی که منو یاری می کنن...

در سفرم وقتی کردم تا یک مطلبی براتون بذارم امیدوارم خوشتون بیاد تا در اینده جبران کنم

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت   توسط حامد   | 

 


- نمی دانم وقتی انسان سرشار از ناامیدی ست چگونه امید را در تاریکی پیدا  می کند ،راستی چیز عجیبی ست ...

 

در هوای دوگانگی، تازگی چهره ها پژمرد

بیایید از سایه ،روشن برویم

برلب شبنم بایستیم ،در برگ فرود آییم

واگر جای پایی دیدیم، مسافر کهن را از پی برویم

برگردیم، و نهراسیم ،در ایوان آن روزگاران ،نوشابه جادو سرکشیم .

شب بوی ترانه ببوییم،چهره خود گم کنیم

از روزن آن سوها بنگریم،در به نوازش خطر بگشاییم

خود روی دلهره پرپر کنیم

نیاویزیم ،نه به بند گریز ، نه به دامان پناه

نشتابیم، نه بسوی روشن نزدیک ، نه به سمت مبهم  دور

عطش را بنشانیم ،پس به چشمه رویم

دم صبح ،دشمن را بشناسیم،و به خورشید اشاره کنیم

ماندیم در برابر هیچ ،خم شدیم در برابر هیچ ،پس نماز ما در را نشکنیم

بر خیز یم ،و دعا کنیم : " لب ما شیار عطر خاموشی باد"

نزدیک ما شب بی دردی است،دوری کنیم.

کنار ما ریشه بی شوری است ، برکنیم

و نلرزیم،پا در لجن نهیم ،مرداب را به تپش در آییم

آتش را بشوییم،نی زار همهمه را خاکستر کنیم

قطره را بشویم،دریا را در نوسان آییم

واین نسیم ،بوزیم،و جاودان بوزیم

واین خم شویم،و بینا خم شویم

واین گودال ،فرود آییم،و بی پروا فرود آییم

برخود خیمه زنیم،سایبان آرامش ما ،ماییم

ما وزش صخره ایم،ما صخره وزنده ایم

ماشب گامیم ،ماگام شبانه ایم

پروازیم،وچشم براه پرنده ایم

تراوش آبیم،و در انتظار سبوییم

در میوه چینی بی گاه ، رویا را نارس چیدند،و تردید از رسیدگی پوسید

بیایید از شوره زار خوب و بد برویم

چون جویبار ،آیینه روان باشیم:به درخت ،درخت پاسخ دهیم

و دو کران خود را هر لحظه بیافرینیم،هر لحظه رها سازیم

برویم ،برویم،و بیکرانی را زمزمه کنیم.

 


 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت   توسط حامد   |