| |
|
|
ايران
اکونوميست- گروه اقتصادی: یک سرمایه گذار هلندی که سه سال پیش به ایران
سفر کرده بود، با اعلام تمایل به سرمایه گذاری در بخش گردشگری کشورمان به
سرمایه داران توصیه کرد فریب حباب های بازار دوبی را نخورند.
به گزارش ايران اکونوميست،سباستین استراتن از سرمایه گذاران هلندی در مصاحبه با خبرگزاری رویترز گفت: شاید برای مالک یک کارخانه خصوصی تولید دارو، سفر به ایران با یک کوله پشتی احمقانه به نظر برسد اما من این کار را کردم و در آنجا با فردی آشنا شدم که او نیز علاقه مند به ساخت هتل در شهرهای یزد، شیراز و اصفهان و به طور کلی شهرهایی در مسیر جاده ابریشم است و زمینه همکاری فراهم امد. وی افزود: اگر نظرم در مورد مردم ایران مساعد نبود، هیچگاه دست به این کار مهم نمی زدم. هر چه می خواهم و هر آنچه را که اعتقاد دارم در این کشور نهفته است و باید به آن اعتراف کنم. رویترز با اشاره به اینکه ظاهرا تحریم های آمریکا علیه ایران بی اثر بوده زیرا به جای شرکت های غربی، هم اکنون آسیایی ها جای آنها را گرفته اند اعلام کرد: زمانی که اروپایی ها تصمیم به خروج از پروژه های نفتی ایران گرفتند، بلافاصله شرکت های نفتی آسیایی نظیر سینوپک چین با امضاء قرارداد دو میلیارد دلاری برای فعالیت در حوزه نفتی یادآوران و شرکت توسعه اس. کا. اس مالزی با انعقاد قراردادی چند میلیارد دلاری وارد شدند و به همین علت نمی توان ایران را بازنده فرمول تحریم از سوی آمریکا خواند. استراتن در ادامه مصاحبه خود گفت: زمانی که سرمایه گذار خارجی قصد خروج از ایران و بیرون کشیدن سرمایه اش را دارد، ایرانی ها احساس خوبی ندارند اما به طور کلی آنها افرادی با غرور هستند و اگر با آنها قطع رابطه کنید، این حرکت شما به سادگی از ذهن این ملت پاک نخواهد شد.وی افزود: ما اروپایی ها در حال باخت هستیم و در کورس سرمایه گذاری در ایران اگر دقت نکنیم عقب خواهیم ماند. استراتن توصیه کرد: بهتر است در زمره اولین سرمایه گذاران بخش گردشگری ایران باشیم ، قبل از آنکه گول بازارهای حبابی دبی در امارات متحده عربی را بخوریم.وی با تمجید از مقامات کشورمان برای صدور مجوز سرمایه گذاری او در ایران گفت: هر چند دریافت مجوز سرمایه گذاری 500 هزار یورویی من شش ماه به طول انجامید، اما از قوانین حمایت از سرمایه گذاری خارجی ها در ایران و مقامات باید تشکر کنم که چنین برنامه های مناسبی برای حمایت سرمایه گذاران ارائه داده اند.استراتن با مقایسه سیستم اقتصادی کشورش با ایران گفت: به دلیل مشکلاتی که برای انتقال سرمایه داشتم، مجبور شدم بانک خود در هلند را نیز عوض کنم. این چیزی نیست که کسی انتظارش را داشته باشد .وی به سرمایه گذاران خارجی علاقمند به فعالیت در ایران توصیه کرد:اگر علاقه مند به سرمایه گذاری در ایران هستید باید فردی مطمئن و ایرانی را پیدا کنید و اگر پول زیادی دارید و از روابط قوی نیز بهره می برید، احمقانه است که فکر کنید بدون شریک ایرانی می توانید در اینجا موفق باشید. |
مطلب را به دنباله بفرستید:
به گزارش "الف" به نقل از پایگاه اطلاع رسانی صندوق بین المللی پول، در این رتبه بندی تنها چهار کشور اریتره، گینه، میانمار، زیمباوه با داشتن نرخهای تورم به ترتیب (22.7، 23.4، 36.9 و 16170 درصد) از ایران تورم بیشتری داشتنه اند و 175 کشور دیگر جهان از نرخ تورمی کمتر از ایران برخوردار بوده اند. در این رتبه بندی کشورهای ژاپن و نیجر با داشتن نرخ تورم صفر درصد دارای کمترین نرخ تورم هستند و نرخ تورم در 87 کشور کمتر از 5 درصد و نرخ تورم در 156 کشور نیز کمتر از 10 درصد بوده است. طبق برنامه چهارم توسعه (جدول یک پیوست برنامه) قرار بود در سالهای 84 تا 88 نرخ تورم در کشورمان در سطح 9.9 درصد مهار شود اما با روی کارآمدن دولت جدید در تابستان سال 1384، دولت جدید هدف اصلی خود را "افزایش طرح های عمرانی" اعلام کرد و با چاپ و تزریق صدها هزار میلیارد ریال پول به اقتصاد ایران (در ازای برداشت از حساب ذخیره ارزی)، عملاً طی دو سال اول کار خود نقدینگی را به حدود دو برابر افزایش داد. در زمستان 84 و به هنگام تقدیم اولین بودجه دولت نهم، اقتصاددانان مجلس به شدت نسبت به تورم زا بودن افزایش شدید بودجه های عمرانی به دولت هشدار دادند اما از سوی دولت، بدخواه و کینه جو معرفی شدند. داوودی معاون اول رییس جمهور روز سوم اردیبهشت ماه در مراسم تودیع داوود دانش جعفری برای اولین بار رسماً اعلام کرد که دولت افزایش طرح های عمرانی و کاهش نرخ بیکاری را به مهار تورم اولویت می دهد و تزریق نقدینگی به اقتصاد و ایجاد تورم را به عنوان هزینه افزایش طرح های عمرانی و کاهش نرخ بیکاری پذیرفته است.
مطلب را به دنباله بفرستید:
جناب آقاي دکتر احمدي نژاد براساس رويکرد دولت براي حل مشکلات اقتصادي کشور در سال هاي 1384 و 1385، عملکرد بودجه کشور به ترتيب 6/468 و 575 هزار ميليارد ريال بوده و بودجه مصوب سال 1386 به ميزان 8/691 هزار ميليارد ريال برآورد شده است که با احتساب کسري پنهان آن احتمال مي رود به رقم 791 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد. اين سياست انبساطي در حالي اتخاذ شده است که تجربه ايران در دوره رونق نفتي قبل از انقلاب و تجربه کشورهاي نفت خيز ديگر در پنجاه سال اخير گوياي آن است که در زمان رونق نفتي نمي توان کليه درآمدهاي ارزي را به ريال تبديل کرد و به اقتصاد تزريق کرد چرا که توان جذب اقتصاد در هر لحظه از زمان به جهت زيرساخت هاي اقتصادي، نيروي کار و مديريت محدود است. زماني که تزريق منابع مالي از اين حد فراتر رود، افزايش تقاضاي کالاهاي قابل تجارت منجر به افزايش بي رويه واردات مي شود و اين خود سبب رکود فعاليت هاي اقتصاد کشور به ويژه در بخش صنعت و کشاورزي مي شود اما چون ظرفيت بخش هاي خدماتي و غيرقابل تجارت در کوتاه مدت محدود است، تقاضاي اضافي موجب تورم شديد قيمت ها در اين بخش ها مي شود. اين همان بيماري هلندي است که در اقتصاد ايران به دليل سياست هاي انبساط مالي براي دومين بار رخ نموده است. در چنين وضعيتي افزايش بي رويه برداشت دولت از منابع حاصل از فروش نفت در بودجه سال هاي 1384-1385 و 1386 (که به ترتيب براي دو سال اول 3/35 و 45 ميليارد دلار است و انتظار مي رود در سال جاري به 45 ميليارد دلار برسد) و هزينه کردن آن در بودجه جاري و سرمايه اي نمي تواند رشد اقتصادي بيشتر و بهبود کارايي را در نظام اقتصادي به ارمغان آورد بلکه به دليل مباني نظري شناخته شده موجب رکود فعاليت هاي بخش خصوصي، بزرگ شدن دولت و افزايش گرايشات تورمي در اقتصاد مي شود.
2- سياست هاي پولي و بانکي
متاسفانه در اقتصاد ايران چه در دوره رکود نفتي و چه در دوره رونق نفتي بانک مرکزي اسير پيامدهاي زيانبار سياست مالي دولت ها بوده است و از استقلال عملي در انجام وظايف خود برخوردار نيست. در دوره رکود نفتي، بانک مرکزي در نقش تامين کننده کسري هاي بودجه مزمن دولت و در دوره رونق نفتي در نقش خريدار ارز از دولت ظاهر مي شود. در سال هاي اخير بانک مرکزي در نقش دوم ظاهر شده است. اما اين نکته رمزآلودي نيست که فروش ارز حاصل از نفت به بانک مرکزي موجب افزايش پايه پولي و نقدينگي مي شود. افزايش نقدينگي از 65 هزار ميليارد تومان در پايان سال 1383 به بيش از 130 هزار ميليارد در پايان سال 1385 به طور عمده حاصل تبعات فروش ارز توسط دولت به بانک مرکزي بوده است. افزايش نقدينگي با يک وقفه زماني به گرايشات تورمي در اقتصاد دامن مي زند. علم اقتصاد و تجربه جهاني بازگوکننده اين حقيقت است که تورم هاي دورقمي ريشه در سياست پولي انبساطي دارد. انکار اين حقيقت و نسبت دادن تورم دورقمي در ايران به عوامل پنهان و ناشناخته راه به جايي نمي برد. در اين ميان بانک مرکزي بايد چه مقدار اوراق مشارکت منتشر کند تا از رشد افسار گسيخته نقدينگي جلوگيري کند. سود اين اوراق را چه کسي بايد بپردازد آيا بانک مرکزي براي کنترل نقدينگي بايد از خلق پول توسط نظام بانکي جلوگيري کند؟ در اين صورت آيا عملاً شاهد جانشيني جبري دولت با بخش خصوصي نخواهيم بود و بخش خصوصي در مضيقه مالي قرار نخواهد گرفت؟ اگر براي حل اين مشکل با فشار به سيستم بانکي آن را وادار به پرداخت تسهيلات بيشتر کنيم به تورم در کشور دامن نخواهيم زد به طوري که ملاحظه مي شود زماني که الگوي نظري مناسبي براي سياستگذاري نداشته باشيم خيلي سريع و ناخواسته در دام تناقضاتي مي افتيم که برون رفت از آن به سادگي امکان پذير نمي شود.
آقاي رئيس جمهور ما هم مثل شما و همه فعالان اقتصادي کشور فکر مي کنيم که نرخ سود بانکي در ايران بالا است و مطابق برنامه چهارم لازم است آن را کاهش دهيم. اما به جهت تخصصي معروض مي داريم آنچه در برنامه چهارم ذکر شده است توجه به نرخ بهره حقيقي و نه اسمي بوده است. بالا بودن بهره بانکي را در ايران تا حد زيادي محصول بانکداري دولتي و مقررات تسهيلات تکليفي در کشور مي دانيم. ابتدا نرخ تورم را با اتخاذ سياست هاي مالي و پولي سنجيده تنزل دهيد. در اين صورت بر اثر ساز و کار رقابت در نظام بانکي و بازارهاي غير متشکل پولي نرخ بهره اسمي کاهش خواهد يافت. اما اگر بدون توجه به نرخ تورم دورقمي در اقتصاد با بخشنامه اين نرخ را کاهش دهيد پيامد هاي زيانباري خواهد داشت. بدين معني که حاشيه سود بانکي ها کاهش مي يابد. درآمد سپرده گذاران از محل سود بانکي کمتر از زيان آنها بر اثر از دست دادن قدرت خريد پولشان خواهد شد، توان بانک ها در تجهيز منابع مالي تقليل پيدا مي کند. براي دريافت تسهيلات بانکي صف ايجاد مي شود، احتمال فساد مالي افزايش مي يابد. تسهيلات بانکي لزوماً به طرح هايي که بالاترين بازدهي اقتصادي را دارند تعلق نمي گيرد و از اين طريق کارايي و رشد اقتصادي لطمه مي بيند و مطالبات مشکوک الوصول بانک ها افزايش مي يابد. بالاخره بازار غير متشکل پولي تقويت مي شود و بخش خصوصي از ورود به اين صنعت باز مي ماند.
مطلب را به دنباله بفرستید:
این مطلب لازم دونستم که در وبلاگ بزارم تا اطلاعات تون درباره اینکه در کشور های اروپایی و.. لیزینگ یا ماشینهای قسطی به چه شکل هست و فرق بسیار اون با لیزینگ ایران چیه قضاوت پای خودتون.....![]()
لیزینگ یا فاینانسینگ
- ما ایرانی ها در استفاده نابجا از کلمات خارجی ید طولایی داریم. اخیرا کلمه لیزینگ را در تبلیغات مختلففروش ماشین میتوان دید و معلوم نیست که چگونه این کلمه نامانوس به یکباره وارد زبان فارسی شده آن هم به یرز غلط.« لیزینگ» یا به قول آمریکاییها «لیسینگ» (Leasing ) یعنی اجاره یک اتومبیل یا خانه با نرخ مشخص،بازمان مشخص و با حق انتخاب خرید به قیمت مشخص در پایان دوره Lease. به طور مثال شما می توانید یک ناشین مرسدس بنز را برای سه سال با شرایط استفاده کمتر از چند کیلومتر مشخص مثلا سالی 15 هزار کیلومتر اجاره کرده و با یک پیش پرداخت جزئی قرارداد را آغاز کنید و در پایان قرارداد میتوانید همان ماشین را در صورت تمایل به قیمتی از قبل تعیین شده خریداری کنید . مثلا ممکن است قرارداد به این شکل باشد که شما یک بنز 80 هزار دلاری برای 4 سال لیس نمایید واجاره کنید که با آن سالی حداکثر 15 هزار کیلومتر راننگی کرده و در پایان دوره حق انتخاب داشته باشیدکه در صورت تمایل همان ماشین را به قیمت 35 هزار دلار خریداری نماییدیا اینکه آن شرکت فروشنده در شرایط سالم پس بدهید.آنچه که در ایران به نام لیزینگ مشهور شده در واقع Financing می باشد یعنی همان خرید اقساطی خودمان که چیز جدیدی نیست ولی چون در گذشته هیچگاه اتومبیل به طور قسطی فروخته نمشد ویا با ترفند جدید فروش قسطی اتومبیل ها آغاز شد!!!!
حال آگر بخواهیم لکسس LS430 را که حدود 60هزار یورو است برای 4 سال لیس نماییم و برای کم شدن اجاره مبلغ 5 هزار یورو نیز پیش پرداخت بدهیم ،قیمت فروش بعد از پایان دوره از قبل 35 هزار یورو تعیین شده باشد و نرخ بهره 20 درصد باشد مبلغ پرداختی ماهانه به رح نمودار ارائه شده خواهد بود :
1166 یورو=2400/20 * (35000*55000)+{48/35000-(5000-60000)}=مبلغ ماهانه
بنابراین شما میتوانید این ماشین را با پرداخت 5هزار یورو پیش قسط و پرداخت ماهیانه 1116 یورو لیس نماییدو بعد از 48 ماهماشین را به کمپانی یا شرکت مربوطه پس بدهید .حال ممکن است این سئوال پیش بیاید که این کار چه مزایایی دارد؟!
1. ماشین را باپیشقسط کمسوار خواهید شد.
2. غصه روز فروش ومشکلات آن را نخواهید داشت.
3. برای کشورهایی که هزینه ماشین قابل کسر از درآمدهای شرکت به ازای اومور مالیاتی است محاسبه لیس آسانتر از محاسبه خرید ماشین است.
4. برای کشورهایی که برای خرید ماشین باید مالیات خرید بدهید در صورت لیس کردن هرماه فقط مالیات کمی می پردازیدو در نهایت نیز بابت قیمت باقیمانده ماشین که مثلا در لکسس 35 هزار یوزو بود مالیات نمیدهید.
فرمول صحیح لیسینگ برای آنکه فقط اینجا باشه و شماها بدونین وگرنه اونهایی که باید توجه کنن خودشون بهتر از همه میدونن...
2400/نرخ بهره روز* (قیمت فروش بعداز پایان دوره+ بالانس بدهی در شروع)+مدت زمان باز پرداخت به ماه/(قیمت فروش بعداز پایان دوره-بالانس بدهی در شروع)=مبلغ اجاره ماهیانه
حال با توضیحات بالا میتوان گفت که مسئولین شرکتها و کارخانه های تولید اتومبیل در ایران در فکر مردم هستند که باشرایط عوام فریب فقطوفقط سعی در فریبکاری و کلاه گذاشتن سر مردم را دارندالبته فقر اطلاعاتی در مردم ما به کمک انها آمده!!!!!!
با تشکر فراوان از مهندس فرهاد کاشانی دوست ارجمند![]()
منتظر انتقادو یا پیشنهادات تون هستم....![]()
مطلب را به دنباله بفرستید:
درود بر دوستان خوبم! و درودی ویژه به گیلانیان و گیلک زبانان گل خودم...
- فولکس گل ماشینی جالب است و کم مصرف ترین ماشین در ایران که توسط شرکت فولکس واگن بعد از آنکه در آمریکای جنوبی جواب لازم را برای کمپانی آلمانی گرفت وارد بازار سیری نا پذیر ایران که جای بازی بسیار زیادی برای ژرمنی ها دارد، شد.طبق معمول این ماشین جمع و جور قبل از اینکه در استانهای دیگر وارد بازار شود وارد بازار گیلان که مردم متنوع پذیری (احسن) را دارا است ، شد البته با استقبالی نه چندان زیاد نسبت به رقبای فرانسویش !!!! این یک نگاهی متفاوت نسبت به گل است که توسط :آقای مازیار دانش پژوه تهیه شده و من فکر کردم بهتر دوستانی که علاقه مند به این ماشین هستند کمی بیشتر این ماشین و بشناسند::::
در اولین مرحله که روشن کردن ماشین است محل قرار گرفتن مغزی سوئیچ چندان دلپذیر نیست،شتاب گل با توجه به موتور 8/1 لیتری خوب و قابل قبول است و در هرشرایطی با فشار برروی پدال گاز ، می توان تصمیم سریعی در جهت فرار از مخمصه ترافیکی و یا سبقت از اتومبیل جلویی را گرفت (قابل توجه عزیزان مانده در ترافیک وحشتناک رشت به ویژه جوانان ) . به لطف حجم موتور (1781 سی سی ) ،سراشیبی جاده و داخل شهر را به راحتی می توان طی کرد. تعویض دنده مانند اکثر خودروهای آلمانی به راحتی و به نرمی انجام می شود پدال نرم آن در ترافیک ها بسیار دلچسب ونرم است .فضای بین پدالها هم مناسب و به لطف فرمان هیدرولیک، به راحتی می توان در محلهای تنگ هم پارک کرد اما اهرم های راهنما و برف پاکن با پشت فرمان فاصله کمی دارند و این مسئله بعضی اوقات ،در هنگام چرخاندن فرمان،داخل ایجاد می کند (از کسانی که مثل من قد بلند هستند پیشنهاد میکنم جهت سوار شدن ورانندگی کمی دقت کنید _ یکم برای ماها جا کمه_). ترمزهای دیسکی به همراه سیستم ABS ،در شرایط مختلف قابل قبول و خوب عمل می کنند و برروی جاده و در سرعت های بالا ،پایداری لازم را به راننده انتقال می دهد.آینه های جانبی به علت شکل مستطیلی فضای خوبی را پوشش میدهد.جلو داشبورد از طراحی ساده برخوردار است. که با گذاشتن 8 دکمه شلوغی خاصی به داشبورد داده و اگر در ذهن دکمه ها را حذف کنید پی به خالی بودن داشبورد می برید. برای شارژ باطری یک جای جداگانه علاوه بر فندک وجود دارد.اطراف اهرم دنده با استفاده از یک نوار آبکاری شده سادگی داخل و کمتر کرده و تنظیم آینه های جانبی و چراغهای جلو در سمت چپ فرمان بررویکنسول قرار گرفته که این محل هم در اتومبیل آلمانی به سنت تبدیل شده است.کیلومتر شمار از طرحی ساده و از نشان دهنده های سادهو چراغهای هشدار دهنده تشکیل شده . فضای عقب خودرو برای سرنشینان خوب است اما چون فضای کافی برای بار به مانند خودرو های هاچ بک وجود ندارد مشکلاتی را ایجاد می کند.بطور کلی وسایل داخلی و داخل کابین کیفیت لازمه را دارا نیست ،طراحی ظاهری ساده برای جوانان نمی تواند دلچسب باشد ولی شاید اگر از قیمت زیاد آن نسبت به امکانات و شرایط هاچ بک آن کنار امد قابل سوار شدن باشد. پیشرانه از نوع 4 سیلندر با گنجایش 8/1 لیتر ببوده و موتور برخلاف بقیه اتومبیلهای کوچک در طول بدنه قرار گرفته و مهمتر از همه اینکه فاصله کمی با سینی پشت سپر جلوی دارد و در تصادف از جلو احتمال خسارت بسیاری به قسمت اصلی موتور وارد می شود ،همین امر باعث شده که سیستم خنک کننده موتور از جلو به سمت راست تغییر مکان دهد. به طور معمول در تصادف ها از جلو رادیاتور مکم بسیاری در جهت کاهش خسارت وارد بر موتور می کند.ولی در این مدل کاملا متفاوت است.گل خودروی از امکانات اتومبیل های روز برخوردار است و امتیازی است در بازار ایران نسبت به خودرو های هم تیپ خود،البته باید گفت این مدل برزیلی گل است در ایران .
اگر تجربه ای با این خودرو داشتید و یا اطلاعاتی در رابطه با اون دارید خوشحال میشم اونها رو با من هم در میان بذارید...ممنونم!!
شی می جان قوربان!!
مطلب را به دنباله بفرستید:
شرمنده عکس اینجری شد!!
- پییر امیدوار موسس و رئیس شرکت eBay و بنیانگذار تجارت الکترونیک جهان که در لیست مجله فوربس که رد آمریکا چاپ میشود بین 400 ثروتمند اول آمریکا مقام 32 را به خود اختصاص داد ،ایشان یک ایرانی تبار هستند کهدر فرانسه به دنیا آمدهو سپس به آمریکا مهاجرت و در دانشگاه تافتز در بوستون تحصیل کردندودر شهر هندرسون ایلات نوادا در غرب امریکا با همسر و سه فرزندش زندگی می کند.او در سال 1995 حراج اینترنتی eBay را بنیان نهادندو هم اکنون ثروتی معادل هفت میلیاردو هفت صد میلیون دلار جزء ثروتمند ترین افراد آمریکا هستند .
- امید کردستانی (معاون ارشد سایت معروف google ) ایشان هم که جوانی بسیار باهوش وتوانمندی هستند توانستند با ثروتی معدال یک میلیاردونهصد میلیون دلار در ردیف 189 این فهرست قرار بگیرند، او در ایران بدنیا آمده و بعد به آمریکا مهجرت کرد و در دانشگاه سن خوزه و استنفورد تحصیل کرد.هم اکنون در کالیفرنیا با همسر و دو فرزندش زندگی خوشی را سر میکنند.لازم به ذکر است طبق معمول بیل گیتس با 53 میلیارد دلار در مقام اول قرار دارد.
مطلب را به دنباله بفرستید: